پس از 30 ژانویه 1933 به ما 6سال صلح اعطا شد. در این سال ها ما به دستاوردهای فوق العاده ای رسیدیم. و حتی برنامه های بزرگ تری برای آینده داشتیم. برنامه هایی بسیار بزرگ که باعث حسادت روز افزون جهان دموکراتیک بی مصرف اطرافمان بر علیه ما شده بود. آنچه مسلم بود، آن است که ما در این 6سال با تلاش های ابرانسانی در دفاع از بدنه [نژادی] مردم آلمان به موفقیت رسیده بودیم. [منظور از دستاوردها] صرفا پیشرفت نظامی نیست. بلکه قدرت معنوی و دفاع از استقلال [سیاسی] خودمان است. که دریک محیط خصمانه [جهان بدست قدرت های یهودی] ضروری بود. در گذشته من در مسیر خودم بودم و بعنوان یک مرد ناشناخته و بی نام این مسیر را تا پیروزی نهایی دنبال کردم. اغلب آرزوی مرگ مرا داشتند ولی در نهایت من پیروز بودم. زندگی حال حاضر من منحصرا توسط وظایفی که برعهده من گذاشته شده مشخص شده است. تمامی آنها به معنی یک وظیفه هستند و آن هم تلاش برای ملتم و مبارزه برای آن و تنها این ملت می تواند من را از وظایف خلع کند چون ان بوده که مرا فراخوانده است. مهم نیست که بحران در این زمان چقدر بزرگ است، به رغم همه چیز و به لطف اراده آهنین و پولادین و شایستگی مان، در نهایت بر آن غالب خواهیم شد.


