يه بار وقتي ١٧ سال داشتم 

رفتيم يه مسابقه با تيمي از مشهد 

مسابقه هم تو مشهد بود 

بازي نيمه اول ٢-١ به نفع ما تموم شد 

نيمه دوم اونا ١ گل زدن منم خيلي خوب بازي مي كردم يهو ديدم مربي داره ميگه بيا بيرون امير 

عصباني شدم و حتي با بازيكن دستم ندادم و فقط تنه زدم 

به مربيمونم فحش دادم و گفتم كه پيرمرد تو اگه بلد بودي ما هيچوقت گل دومو نمي خورديم.اونم اوند طرفمو گفت اشكالي نداره حق با توئه عزيزم 

اونقدر عصباني بودم كه رفتم رو سكو و پيش هم تيمي ها نموندم 

وقتي بهش فك ميكنم به فحشي كه دادم ناراحت ميشم و ميگم كاش بود تا ازش عذرخواهي مي كردم ?

اما مرده و براي عذرخواهي ديره 

ولي براي من و همه بچه ها خيلي زحمت كشيد وقتي هم كه رباط پاره كردم اولين نفري بود كه قبل از همه فاميل و دوستان اومد بيمارستان