
رستگاری در دقیقه ۹۳
۳۲۰ بازدیدچهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۹
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
کمتر از یک ساعت به شروع بازی مانده. فینالی که رئالیهای سپید دوازده سال برای آن صبر کردهاند. ۱۲ سال ناقابل. برای ما که طرفدار پرافتخارترین تیم دنیا هستیم ۱۲ سال سختی بود. حذف در برابر تیمهایی چون لیون! حذف در برابر رقیب دیرینهای به نام بارسا. همه جا و همه کس از ۱۲ سال صبر رئال میگفتند. شبکههای صداوسیما و آنتیمادریدیستاها ۱۲ سال نرسیدن به فینال را راهی برای تحقیر و تمسخر ما میدانستند. ۱۲ سال است به فینال نرسیدهاید. در این ۱۲ سال بایرن، بارسا، میلان و منچستر یونایتد هر کدام ۳ بار به فینال رسیدند. در این ۱۲ سال حتی پورتو و موناکو هم به فینال رسیدهاند اما شما… اما آنها یادشان رفته بود بارسا قبل از سال ۲۰۰۶، ۱۲ سال به فینال نرسیده بود. آنها یادشان رفته بود که بین قهرمانی چهارم و پنجم بایرن ۱۲ سال فاصله افتاد. اما آنها بدون آنکه خود بدانند یک چیز را فراموش نکرده بودند و آن اینکه رئال یک تیم کهکشانی است، یک تیم بزرگ. تیمی که ۹ بار قهرمان اروپا شده است و همین بود که ۱۲ سال نرسیدن رئال به فینال بارها و بارها گفته شد! چون این ۱۲ قرار بود به عدد ۱۰ ختم شود!
کمتر از یک ربع به شروع بازی مانده. تصاویری از قهرمانیهای سالهای دور رئال را نشان میدهند آن دوران که رئال ۵ سال پیاپی قهرمان اروپا شد. مجری برنامه رضا جاودانی نگاهی به عکسها میاندازد و میگوید: “تا حالا تیمی ۵ سال پیاپی قهرمان اروپا نشده” و کارشناس برنامه دکتر صدر پاسخ میدهد: “البته با طرفدارای خیلی تیمها که صحبت میکنین میگن…” جملهی نیمهکارهی او را جاودانی تکمیل میکند: “میگن ما اون موقع اصلا نبودیم.” به همین راحتی قهرمانی سالهای دور رئال زیر سوال میرود! بله ۶ قهرمانی ما از اعتبار خارج است و ما مقصریم. ما مقصریم که به مدت بیش از نیم قرن در سطح اول فوتبال اروپا مانده ایم. ما مقصریم چون در سالهایی که تیمهایی چون ستاره سرخ و پارتیزان بلگراد و لیدزیونایتد آمدند و رفتند ما ماندیم! ۶ قهرمانی ما از اعتبار خارج است چون قبل از سال ۹۳-۹۲ و چمپیونزلیگ کنونی به دست آمده! اما ۴ قهرمانی میلان ، ۴ قهرمانی لیورپول ، ۳ قهرمانی بایرن و ۱ قهرمانی بارسلونا که قبل از سال ۹۳ به دست آمدهاند همگی معتبرند و نشان از تاریخ غنی این باشگاهها دارند! ۶ قهرمانی ما بدون اعتبار است چون ما ۹ بار قهرمان اروپا شدهایم!
کمتر از چند ثانیه به شروع بازی مانده. صدای آشنای آزاردهندهای روی تصویر میآید. جواد خیابانی! او که همواره رقابت سختی با پیمان یوسفی در خرد کردن اعصاب طرفداران رئال دارد! باید دست مسئولین گزارش ورزشی شبکه سه را بوسید که گزارش دو فینال امسال رئال را یه پیمان یوسفی و جواد خیابانی سپردند!
بازی شروع میشود. صحنههای بازی را اکثرا به یاد ندارم. استرس بازی آنقدر بالاست که صحنههای بازی به سرعت از ذهنم رد میشوند و جای خود را به صحنهی بعدی میسپارند. رئال یک موقعیت مسلم گل زنی را در توسط بیل از دست میدهد. نصف استادیوم لوز آه میکشند. جواد خیابانی اما نفس راحتی میکشد.
دقیقه ۳۶٫ هنوز به نصف دقایق بازی هم نرسیدهایم بازی را ایستاده دنبال میکنم. کرنر، خروج اشتباه ایکر، ضربهی سر ناموفق خدیرا و گل! تمام آنچه که از صحنه اول گل در ذهنم باقی میماند. به چهرهی بهتزدهی پدرم و چهرهی عصبی برادرم نگاه میکنم و حسرت میخورم که ایکر مقدس بزرگترین اشتباه عمرش را در بزرگترین بازی عمرش مرتکب شد. اما بازی به نیمه هم نرسیده است. امید همچنان در تک تک سلولهای بدنم جاری است. هنوز آرامم. به یاد میآورم که بازی برگشت لالیگا از اتلتیکو پیش افتادیم اما در نهایت بازی را با تساوی به پایان بردیم. ۹۰ را بارها و بارها در ذهنم تکرار میکنم. فوتبال ۹۰ دقیقه است و من آرامم.
نیمه دوم شروع میشود. نیمه دوم به نیمه میرسد. دروازه اتلتیکو باز نشدنی است! تصاویر همه برایم گنگ است! از بعد از گل اتلتیکو لحظهای ننشستهام! تصاویر را نصفه و نیمه میبینم!
دقیقه ۸۰٫ حالا دیگر سرشار از امید نیستم! آرام آرام روزنههای امید را تنگ و تنگتر میبینم! آیا تا کنون اینقدر دروازهی تیمی کوچک بودهاست که امشب دروازهی اتلتیکو کوچک است!؟ مادرم با بیخیالی بازی را نگاه میکند و میگوید نگران نباش رئال میبرد!!!
دقیقه ۹۰٫ آرام و آهسته گریه میکنم! تمام ناکامیهای سالهای اخیر از جلوی چشمانم رد میشوند. تمام تحقیرها و تمسخرها زنده میشوند. اشکهای کاپیتان راموس بعد از بازی با دورتموند را دوباره در برابر چشمانم میبینم. رئال حمله میکند و من اشک میریزم و قدم میزنم در دل حرفهایی به خدا میزنم از سالهای سخت گذشته. آمادهام. آمادهام که ۱۲ سال به ۱۳ سال تبدیل شود. آمادهام تا نعرههای خوشحالی خیابانی را بشنوم!
دقیقه ۹۳٫ توپ هنوز جلوی دروازهی ناگشودنی اتلتیکو است! اما من از درون دارم در اشکهایم غرق میشوم. چشمانم صفحه تلویزیون را نمیبیند! مودریچ، ارسال، یکی ضربهی سر میزند. گل. گـــــــل! خانه منفجر میشود از خانههای مجاور هم صدای فریاد میآید. اشکهایم جاری است و با برادرم بالا و پایین می پریم! خدایا شکر. خدایا ممنونم.
نیمه دوم هم به پایان میرسد امید همین جاست. جام از دست نرفته! همه چیز از اول شروع میشود. ما هنوز زندهایم. بوسههای ایکر همهی فشاری که بعد از اشتباهش تحمل میکرد را تخلیه میکند: “عاشقتم عوضی”
وقتهای اضافه شروع میشود. استرس و امید دست در گردن یکدیگر به قلبم چنگ انداختهاند. موقعیتهایی به دست میآید و از دست میرود. دروازهی اتلتیکو دیگر گشودنی است. سرخیو، فرشتهی نجات بالهایش را به قفل دروازه کوبیده و آن را در هم شکسته درست مثل شالودهی به هم ریختهی اتلتیکو!
دقیقه ۱۱۰٫ خیابانی گویی خسته شده و به خواب رفته است! دیماریا چند بازیکن اتلتیکو را جا میگذارد. این حرکت بوی گل میدهد. تمام رئالیها آمادهی پرواز شادی هستند! کورتوا بار اول تسلیم نمیشود! اما بار دوم… بیل و گل… گــــــــــــل. پروازهای رئالیها، اشکهای شوق. حنجرههایی که از شدت فریاد خراشیده میشوند! گـــــــل. خدایا باور نمیکنم. گل!
دقیقه ۱۱۸٫ چرا بازی را تمام نمیکنند؟ نکند بلایی را که خودمان سر سفید و قرمزپوشان آوردیم آنها سر ما بیاورند! توپ چند بار جلوی دروازهی اتلتیکو دست به دست میشود. رئال عجلهای ندارد درست مثل این دقایق لعنتی که نمیگذرند. توپ به مارسلو میرسد. به سمت دروازه میرود و گــــــــل. باز هم فریاد این بار فریادهایی که تمام استرس دو ساعت قبل را بیرون میریزند! یک فریاد از اعماق قلبهایی که دو ساعت زیر ترس و استرس و امید و هیجان و شعف له شده بودند!
دقیقه ۱۲۰٫ هیچ رئالیای روی زمین نیست! حسرت ۱۲ ساله در کمتر از چند دقیقه به سر میآید. بازی دارد تمام میشود این اتلتیکو دیگر توان بازگشت ندارد! اما فینال دینش را به کریس ادا میکند او که جامجهانیش را نیز به خطر انداخته و با مصدومیتی که مشخص است دست از سر او بر نداشته به بازی آمده. پنالتیای که خودش میگیرد و گل میکند. اگر بازی تا ۱ ساعت دیگر هم ادامه مییافت و رئال چندین گل دیگر میزد باز هم رئالیها فریاد میزنند و بالا میپریدند. ما از هیچ به همه چیز رسیدیم. خدایا ممنون.
بازی تمام میشود! اینقدر فریاد کشیدهایم که صدایمان در نمیآید! دستهایمان از فرط کوبیده شدن تیر میکشند!! پاهایمان از بس راه رفتهایم بیحس شدهاند! ما اکنون بر بام فوتبال اروپا هستیم! تمام خاطرات بد فصل محو میشوند انگار اصلا اتفاق نیفتادهاند! ایکر جام را بالای سر میبرد! کریس، سرخیو، آنخل، گرت و دیگران لبخند میزنند. دنی همچنان اشک میریزد. همهی رئالیها چشم به این صحنهها دوختهاند. نکند ثانیهای از این لحظاتی که ۱۲ سال منتظرش بودهایم را از دست بدهیم. لحظات شادی بازیکنان را در ذهنم حک میکنم.
در ۲۴ ساعت بعد از بازی بارها و بارها هایلایت بازی را دیدم! حتی هایلایت با گزارش جناب خیابانی! او که گل دوم رئال را گزارش نکرد و گل سوم رئال را جوری گزارش کرد که انگار تیم ملی ایران در فینال جام جهانی جام را از دست داده است!!! بارها و بارها اشاره میکند که بازی ۵ دقیقه وقت اضافه نداشت اما یک بار اشاره نمیکند گل رئال قبل از پایان دقیقه ۹۳ به ثمر رسید و نه در دقیقه ۹۵!
به یکی از سایتهای به ظاهر بیطرفانه و به غایت طرفدارانهی بارسایی سر میزنم! نویسنده علم غیب دارد! چون به ذعم خود ذهن رئالیها را خوانده!!! رئالیهایی که به تصور او قبل از گل مساوی به خود گفتهاند کاسیاس باید نیمکتنشین لوپز باشد! از کاسیاس، رونالدو، بیل، دیماریا از همه و همه بدی گفته! نهایت تلاشش را کرده که نشان دهد حتی اگر عاشق بارسا باشی نمیتوانی از قهرمانی تیم اتوبوسی اتلتیکو خوشحال شوی! اما تک تک کلماتش نشان میدهد که حاضر بوده هر تیمی جز رئال قهرمان شود! بعد از خواندن مقاله فقط متاسف میشوم! آنها فراموش کردهاند که ایکر مقدس است نه به خاطر اینکه دروازهبان خوبی است بلکه به این دلیل که یک الگوی رفتاری بینظیر است. کسی که نه تنها از نیمکتنشینی گلایه نمیکند که از تصمیم مربی و دروازهبان دیگر تیم حمایت میکند! ایکر مقدس است نه به این دلیل که اشتباه نمیکند بلکه به این دلیل که با وجود اشتباه مهلکش فرشتهای پیدا میشود و او را نجات میدهد. ایکر مقدس است چون بزرگترین اشتباه زندگیش به دراماتیکترین برد رئال تبدیل میشود!
این فصل هم تمام شد حتی اگر برای سایتهای آنتیمادریدیستایی و مقالههای ضدرئالیشان هنوز تمام نشده باشد! میتوانیم تا پایان جامجهانی غرق در این پیروزی باشیم اما بعد از آن فصل جدیدی در راه است! باید فروتنانه و سختکوشانه به تلاش خود ادامه دهیم. حال که به لادسیما رسیدیم میتوانیم آرزوهای جدید داشته باشیم. آرزوی اونادسیما. ما رئالی هستیم و همواره میتوانیم و باید آرزوهای بزرگی داشتهباشیم. ما با تمام بدشانسیها، با تمام مصدومیتهایی که گریبانمان را گرفت، با بازیکنانی که با مصدومیت بازی کردند و صددرصد نبودند، از سختترین شب ۱۲ سال اخیر فوتبالیمان سربلند بیرون آمدیم. پس میتوانیم باز هم شبهایی چون دیشب را داشتهباشیم. شبی که قوهای سپید رستگار شدند…


