جریان دیس لاو در رپ فارسی موسیقی مالکیت مرد بر زن است. عقب افتاده ترین فرم عشق. موسیقی عشق های نافرجام که بیمارترین و مالیخولیائی ترین فرم عشق است. خیانت، تنفر، خودزنی، تیغ زنی، رگ زنی، خودکشی و حتی قتل (ناموسی) تصویری بشدت مریض از جامعه ای سنتی مردسالار را می دهد که دختر مال مرد است، وسیله ای برای دفع احساسات شهوانی مرد است و جواب “نه” از طرف وی فاجعه ای سیاه و مرگبار است. دختر اگر مرد دیگری را انتخاب کند از وی خائنی ساخته می شود که خونش حلال است. پدیده اسیدپاشی یکی از نتایج چنین تفکری می باشد. مفاهیم و موضوعاتی که محتوای این جریان را تشکیل می دهند همان مفاهیم و موضوعاتی ست که در موسیقی کوچه بازاری یا بقولی لاله زاری خوانندگانی ماننده عباس قادری، جواد یساری و مهوش نیز شنیده می شد اما در جریان دیس لاو شدتی بیشتر، ابعادی منفی تر، خشن تر و ترکیبی امروزی تر بخود گرفته است. این رپ خوانان همان تفکر و فرهنگ اجتماعی خوانندگان کوچه بازاری را نمایندگی می کنند اما با گستاخی و خشونت بیشتر. عنصر دیگری که گاه گاه در موسیقی این هنرمندان شنیده می شود فرهنگ عاشورایی شیعه و شهادت بخاطر عشق است. از این دیدگاه به نوحه خوانی و فرهنگ موسیقایی مذهبی نیز نزدیک می شوند. بنظر می رسد این جریان مخاطب زیادی دارد و از پایگاهی اجتماعی نسبتاً بزرگی نیز برخوردار است. نقدپردازان موسیقی رپ باید پیرامون تاریخچه و ساختار موسیقائی و مفاهیم این جریان بیشتر تحقیق کنند و مطلب بنویسند. بی تفاوتی و نادیده گرفتن و حذف این جریان از رپ فارسی بی توجهی به واقعیات اجتماعی و پدیده های فرهنگی مریض و مبتذل رویکردی اشتباه است. این جریان را جامعه شناس ها نیز نباید نادیده بگیرند. باید بر روی این پدیده بیشتر پژوهش کرد تا حال و روز نوجوانان بیشتر درک شود.

 

*منبع:سایت فلشخور*