شبکه رای ایتالیا دیروز دست کم 4 ساعت برنامه ی تحلیلی پیرامون ترکیب تیم ملی ایتالیا به روی آنتن فرستاد. اسکای اسپورت ایتالیا نیز روزانه بارها ترکیب های مختلف و سیستم های مختلفی که پراندلی آن ها را در نظر دارد، تحلیل می کند. اما هنوز خروجی قابل توجهی وجود ندارد. هیچ فردی به جز چزاره پراندلی نمی داند ایتالیا با چه شکلی بازی خواهد کرد. اما مسئله به همین جا ختم نمی شود و رنگ بوی «نگرانی» هم به خود گرفته است. ایتالیا امسال در فاز هجومی مجموعه ای از بهترین استعدادهای فوتبال اروپا را در اختیار دارد. از لورنزو اینسینیه گرفته تا چیرو ایموبیله و آلسیو چرچی. بازیکنانی که همه فصلی فوق العاده در تیم های باشگاهی خود پشت سر گذاشته اند. آن هایی که به تفکرات پراندلی بد بین هستند به شدت نگران نیمکت نشینی چنین جواهراتی و بازی کردن امثال بالوتلی، مارکیزیو و کاندروا هستند. بالوتلی گرچه همیشه در تیم ملی خوب بوده است ( آن سوپر گل و آن سوپر خوشحالی اش مقابل ژرمن ها را فراموش نکنید) اما فصل موفقیت آمیزی را در میلان سپری نکرده است. مارکیزیو در شرایط آرمانی بسیار خوب کار می کند اما باید پذیرفت این فصل زیر سایه ی پول پوگبا قرار داشته است. کاندروا هم بازیکن خوبی است اما آن قدر در فصل گذشته خوب نبوده است که امثال چرچی یا انیسینیه را نیمکت نشین کند. پراندلی اما اخلاقیات خاص خودش را دارد. برای او «بازی ملی» و «تجربه ی ملی» اهمیت زیادی دارد. برای همین است که امکان دارد مارکیزیو یا کاندروا را به اینسینیه و چرچی ترجیح دهد. چزاره آن قدر در تیم ملی خوب کار کرده است که نشود به تفکراتش ایراد گرفت، اما دست کم می شود «دلواپس» بود، البته «دلواپس» واقعی. مصاف مقابل فلومیننسه صحنه ی درخشش بی مثال ایموبیله و اینسینیه بود. بازیکنانی که طراوت و شادابی خاصی را به تیم ملی بخشیده بودند، طراوت و شادابی که بعید است کاندروا یا مارکیزیو بتوانند آن را به ایتالیا هدیه کنند. ایتالیا امسال تیم متفاوتی است، تیمی که آن قدر بازیکن داشته که امثال دسترو یا روسی را خط زده است. چزاره پراندلی هم ثابت کرده که تا چه اندازه تیم را می شناسد. اما امروز طرفداران تیم ملی ایتالیا کمی «دلواپس» هستند، دلواپسی که دست کم تا آغاز دیدار برابر انگلیس و رونمایی از تیم ملی ایتالیا پا بر جا خواهد ماند. در حال حاضر انتقادی متوجه چزاره نیست، اما اگر ایتالیا در دور گروهی حذف شود بی آنکه مجالی برای هنرنمایی های چرچی، ایموبیله و اینسینیه فراهم شود، آن گاه می شود انتقادات را از پراندلی آغاز کرد.