می‌دانید، حقیقت چندان انعطاف پذیر نیست؛ حقیقت اگر زیادی خم شود می‌شکند و اگر بشکند خدا می‌داند و بنده‌های خدا هم می‌دانند که صدایی به بلندی رسوایی دارد.

این که چه شد که بونوچی از یوونتوس جدا شد بر همه کس روشن است الا آن کسی که در تاریکی مانده، آن هم چه تاریکی‌ای ... در انتهای زباله‌دان تاریخ، همان گوش و کنار تمدن ایران  و روم باستان، جایی که نوری به آنجا نمی‌رسد. از همان اعماق که نور به آنجا نمی‌رسد فریادی بلند می‌زند شکست خورده‌ای ابله، فریادی که تا به سطح زمین برسید دیگر رمقش تمام شده، چه برسد که بخواهد در راستای پرچم یوونتوس به اوج آسمان‌ها برسد. بعیده است بونوچی این چرندیات را شنیده باشد و محال است کسی که شنیده جدی‌اش بگیرد.

 خب حالا کسشر ادبی بسه :)))) نصف شبی بیشتر حوصله ندارم :)))