- ترجیح دادن منافع شخصی به منافع جمعی سال هاست که تو کشور ما تبدیل به یه اخلاق اجتماعی شده و به ندرت میشه نشونه هایی از میهن دوستی یا هم نوع دوستی (در رفتار و نه در کلام) رو در جامعه دید.
-نمونه های این مساله هم خیلی گسترده ست. از پدیده های اقتصادی مثل اختلاس، احتکار، کم فروشی و... بگیرید تا مسائل زیست محیطی و آسیب به طبیعت. از عدم احترام به سلایق و عقاید مختلف تا ناهنجاری های شهری مثل دزدی، درگیری های کلامی یا فیزیکی، فرهنگ رانندگی و ... هرکدوم رو میشه به نوعی به نبود یا کمبود این ارزش ها تو ذهن فرد مرتبط کرد. در این شرایط شما از تاثیر رفتارت بر زندگی دیگران آگاه نیستی و یا حتی آگاهی اما اهمیتی برات نداره. برای مثال فرد مذکور برای این که چند دقیقه رو صرف پیدا کردن جا پارک نکنه، ماشین رو وسط خیابون پارک میکنه و به طور مستقیم منجر به ترافیکی میشه که ممکنه همون چند دقیقه رو از دیگران تلف کنه.
- اما این مسائل چه ربطی به فوتبال داره ؟!! بعد از جام جهانی و طی چند ماه اخیر میبینیم که رابطه ی عاطفی بخش تقریبا بزرگی از جامعه ی فوتبال دوست کشور با تیم ملی به شدت کمرنگ شده و افراد زیادی رو میبینیم که نتیجه گیری یا عدم نتیجه گیری تیم در جام ملت ها براشون تفاوتی نمیکنه. اگه بخوایم از دلایل و جرقه های این مساله نام ببریم میشه باهاشون یه کتاب نوشت، اما بحث من اینجا دلایل نیست. بحث من مکانیزمیه که تو ذهن افراد این جرقه ها رو تبدیل به دیدگاه میکنه. مساله ای که با "ارجحیت منافع شخصی" اشاره شده در بالا ریشه ی مشترکی داره.
-همه ی ما کمابیش از صحبت های رد و بدل شده و اتفاقات افتاده بین کیروش (و کادر اش) با چند تا از مربیای لیگ داخلی (و حامی هاشون) خبرداریم و به مشکلات بین طرفین تا حدودی آگاهیم اما نکته ای که باعث ایجاد تفاوت دیدگاه ها در مورد تیم ملی میشه نحوه ی تحلیل و نتیجه گیری از این اطلاعاته. شخصی که در این تضاد منافع گرفتار شده میتونه حق رو به هر کدوم از طرفین بده اما نکته ی اصلی اینجاست که این جهت گیری چطور باعث میشه که شخص علاقه ای به موفقیت کشورش نداشته باشه؟ واقعیت اینه که ذهن فرد در این حالت نمیتونه بین جزء (شخص کارلوس کیروش) و کُل (تیم ملی) تفاوت قائل بشه و کیروش رو هم ارز با تیم ملی تلقی میکنه. و در ادامه چون نتیجه گرفتن کیروش، رو با منافعش در تیم باشگاهیش متضاد میدونه -که البته نیست-، منافع بزرگ ملی رو زیر پا میذاره و منافع کوچک شخصیش رو ارجحیت میده. مثل کسی که برای به زحمت ننداختن خودش دیگران رو به زحمت میندازه.
-آیا این که چه کسی از نتیجه گرفتن تیم ملی خوشحال میشه و چه کسی ناراحت، به خودی خود اهمیتی داره؟ قطعا نه!! نکته اینجاست که فردی که علاقه ای به تیم ملی کشورش نداشته باشه، به احتمال فراوان همون کسیه که فردا در جامعه حقوق شما رو ضایع خواهد کرد و تنها راحتی شخص خودش رو به رسمیت خواهد شناخت...



