شعر OK
خدايا وضعِ دنيا را OK کن دلِ ما ناok ها را ، OK کن
غم و اندوه،انصافاً زياد است بساطِ شاديِ ما را OK کن
دراين دوران که بابا نان ندارد دل دارا و سارا را OK کن
در آن عالم ،بِرس اوّل به مجنون برايش ، وصل ليلا را OK کن
براي تُرک شيرازيِّ حافظ سمرقند و بخارا را OK کن
پرايدم ، شصت جايش ، ضربه خورده اقلّاً يک تويوتا را OK کن
نديدم خيري از ديروز و امروز برايم خير فردا را OK کن
تمام چيزها هم گفتني نيست خودت بعضي قضايا را OK کن
گنهکارم، ولي توي بهشتت برايم خواهشاً جا را OK کن?


