این برای اولین بار نیست که قرار است پرسپولیس و استقلال به مزایده گذاشته شوند! شاید برای آخرین بار هم نباشد، چرا که طالع مجهول این دو باشگاه تا ابد گریبانگیر پدرش خواهد بود تا هیچکس نتواند برای امر خیر پای به خانه وزارت ورزش بگذارد.
مطمئناً سرنوشت فرزند های وزارت ورزش بیش از همه چیز مهم و قابل ارزش خواهد بود، شاید به همین دلیل است که هرگز آنها دلشان راضی به جدایی از پسران آبی و قرمز خود نمی شود؛ در گذشته نیز افکار عمومی این دلتنگی را به اشتباه سودخواهی دولتیها تعبیر میکردند، اما بالاخره آنها هم همانند ما متقاعد شدند که به حراج گذاشتن پرسپولیس و استقلال رفتاری به طور کل ویرانگر است.
به وزارت ورزش باید حق داد، آنان سعی کردند تا پدری خوب برای پسران همیشه در رقابت خود باشند، اما گاهی به طور ناخواسته کوتاهیهایی شکل میگرفت تا هواداران سرخآبی با به راه انداختن پویشهای جنجالی به صورت گاهاً غیرمنصفانه پدر را آزار بدهند و مجبور به اتخاذ تصمیم غیردلخواهش کنند!
فروش پرسپولیس و استقلال به ظاهر اتفاقی شیرین و موفق خواهد بود! اما آینده را چه کسی می تواند پیشبینی کند؟! اصلا به کدام بهانه و کدام امید؟! مگر خریدار کیست؟! جز همان همیشگی هایی که به ادعای خود دولتیها اهلی نیستند و پاکتهایشان بازنشده، پس فرستاده می شود؟
تراکتورسازی نمونه بارز یکی از موفق ترین خصوصیسازیعای تاریخ باشگاهی فوتبال ایران است، محمدرضا زنوزی شاید یک متمول و تاجر سرمایهدار باشد، اما او یکی از دو آتشههای سرخهای تبریز است که میل غیرقابل وصفی به فوتبال و عِرق عجیبی به تیم و شهر خود دارد! ماجرای پرسپولیس و استقلال متفاوت است! آیا مردی مطمئن و قابل اعتماد را برای هدایت ایندو در خاطر دارید؟!
آیا فروش باشگاه پرسپولیس و استقلال با مشکلات ویرانکنندهای که امروز بر لبه تیغ قرارشان داده امری درست است؟! اگر وزارت ورزش بر بالین این بیمارهای دردمند از زخم های قدیمی نباشد، چه کسی خواهد توانست میراث باشگاهی فوتبال کشور را ادامه دهد؛ آیا فکر نمیکنید تجزیه پرسپولیس .و استقلال در راه باشد؟!



