دروازه بان کیست؟ او تنهاست، محکوم است که بازی را از فاصله دور تماشا کند. هرگز گل را ترک نمی کند،یگانه همراهش سه تیرک است. او چشم انتظار اعدام به دست جوخه آتش می ایستد. معمولا مثل داور سیاه می پوشد. اما مجبور نیست مثل کلاغ لباس بپوشد و می تواند تنهایی اش را با خیال های رنگانگ پر کند. او گل نمی زند، آن جاست برای اینکه مانع شود که گل بزنند. گل جشن فوتبال است. گلزن چراغ لذت روشن می کند و دروازه بان چون جل پاره ی خیس، خاموش اش می کند. بر پشت او شماره یک نقش شده است. اول کسی که باید به او بپردازند؟ نه، اول کسی که باید تقاص بدهد. همیشه تقصیر نگهبان است. دروازه بان، تنها با یک اشتباه می تواند بازی را تباه کند یا مقام قهرمانی را از دست بدهد و طرفداران، ناگهان همه پیروزی های او را فراموش می کنند و به ننگ ابدی محکومش. لعنت تا پایان زندگی دنبال اش خواهد بود.



