نمایندگان فوتبال خوزستان در لیگ برتر فوتبال کشور نتایج مطلوبی کسب نکردهاند، به خصوص استقلال خوزستان که سه فصل پیش به مقام قهرمانی لیگ نیز رسیده بود و اینک در انتهای جدول کاندیدای اصلی سقوط به لیگ دسته پایینتر است.
هنوز از یزلههای(نوعی رقص عربی معروف در خوزستان) عبدالله ویسی در ورزشگاه الغدیر اهواز بابت قهرمانی با استقلال خوزستان زمان زیادی نمیگذرد، شاید باورش سخت باشد که در آن همهمه و رقص و شادی نیز باز هم نگران بودم؛ نگرانی از خصیصههای ما دهه شصتیهاست، حتی در اوج خوشحالی و هیجان! آن را هم از کارتونهای زمان خودمان به ارث بردهایم، کارتون معروفی که دقیقا در زمان پایان کار و نتیجه که در حال شادی کردن بودنند تا دست بهم میدادند، ناگهان سمبل کاریشان فرو میریخت و بر سرشان آوار میشد. داستان خوشحالیهای ما در فوتبال خوزستان نیز مانندداستانهای پَت و مَت است، قهرمانی فولاد خوزستان در لیگ 84 را به یاد آورید، شادی که تنها یک سال طول کشید و فصل بعد فولاد به لیگ دسته اول سقوط کرد. بازهم دلشوره داشتم که عاقبت تیم قهرمان استقلال خوزستان نیز مانند تیم قرمزپوشان اهوازی نباشد، که به همت مسولانی که به نابودگری عادت دارند در همان مسیر قرار گرفته است. باز هم در کارتونهایمان (سفرهای میتی کُمان) از عدم کفایت و دست داشتن مسولان در تمام مشکلات زیاد دیده بودیم، اکنون آن ندانم کاریها و فساد را در دنیای واقعیت تجربه میکنیم، مسئولانی که نابودگرانی به حق هستند و برایشان فرق نمیکند؛ محیط زیست، اقتصاد یا ورزش آنان به خوبی از نقش خود برمیآیند.
با کمی کنکاش در این بحرانهای فوتبالی استقلال خوزستان بازهم نقش نابودگری مسئولان را به عینه مشاهده میکنیم، مدیرانی که در تبدیل گرههایی که با دست باز میشوند به گرههای گور تبحری خاص دارند. کسانی که با پرداخت نکردن طلب 30 میلیونی فرانک ساکونی اکنون تیم استقلال خوزستان را دچار سقوطی آزاد در جدول کردند، تا امتیازاتی را که به سختی و زحمت به دست آورده بود بر اثر نادانی مسئولان به سان آب خوردن از دست دهند. تنها اتفاقات این تیم در 48 ساعت را بررسی کنید تا متوجه اوضاع آشفته و هنر نابودگری مدیران این تیم شوید؛ داریوش یزدی کنار گذاشته میشود و پور موسوی میآید که نیامده پس از درگیری با لیدران باشگاه استعفا میدهد تا کریم بوستانی تیم را برای دیدار با همنام تهرانی ارنج کند.
مگر خوزستان چند استقلال میخواست! اهواز که باشگاهی قدیمی به ناماستقلال اهواز داشت، دیگری استقلال خوزستان و ساخت استقلالی دیگر چه توجیهی داشت؟ نمیدانم چرا در اهواز اکنون نام استقلال همراه با اختلاس میآید! از برادران شفیع زاده تا امیر مسعود آریا هیچکدام دلش برای استقلال و استقلالیها نسوخته بود بلکه برای پر کردن جیب خود و استفاده از فوتبال جهت بهرهمندی از رانتهای دولتی به سراغ فوتبال و استقلالهای خوزستانی آمدند. تا این فوتبال خوزستان و آبیهای آن باشند که متضرر شوند، اینک یکی در دسته دوم و دیگری در انتهای جدول لیگ برتر تبریک به تمام مسولان نابودگر باز هم شما موفق شدید!
آهای کارون! تو آبی بمان امیدی به دیگر آبیها نیست!


