خلاصه داستان:
هیزل لنکستر هیچگاه از زندگی سهمی جز بیماری لاعلاج نبرده است. در واقع فصل آخر زندگی او با تشخیص بیماری سرطانش نوشته شد، گرچه دارویی جدید با تأثیر معجزهآسایی چند سال دیگر را به او هدیه کردهاست. اما با ورود ناگهانی آگوستوس واترز به گروه حمایت از کودکان سرطانی پیچش داستانی بزرگی رخ میدهد و داستان زندگی هیزل گریس دوباره از نو نوشته میشود.
«بخت پریشان»، برای آنهایی که دنبال یک عاشقانهی جذاب، تماشا کردن لحظاتی تلخ و شیرین و صد البته زیبا، دنبال کردن دو کاراکتر دوستداشتنی و باورپذیر، حس مواجهه با یک جهانبینی ارزشمند سینمایی و از همهی اینها مهمتر فیلمی خوب و لایق تماشا هستند، اثری است که نباید به هیچ عنوان آن را فراموش کرد. اثری که در آن شخصیتها در یک نقطهی ثابت نمیمانند و مثل یکی از سکانسهای خود فیلم، مدام از پلهها بالا و بالاتر میروند. فیلم، تصویرکنندهی به درد بخوری از دنیای خودمان است که به سبب شدت درد جریانیافته مابین ثانیههای آن، میشود واقعگرایانه بودن توصیههایش را باور کرد.
The Fault in Our Stars، عاشقانهی تمام و کمالی است که به کمک آن، بیش از پیش به زیباییها و شگفتیهای پیرامونتان توجه میکنید.



