دوستان با عرض سلام.امروز رفته بودم تالار عروسی بود خسته شده بودم اومدم تو خیابون آهنگ گوش کنم و راه برم یکدفعه دو نفر اومدند و ازم خواستن گوشیشون رو درست کنم منم گفتم بلد نیستم بعدش چند دقیقه حرف زدیم که گفت بیا بریم با ماشین دوری بزنیم منم قبول نکردم ولی خیلی اصرار کرد منم نرفتم یکدفعه به دوستش گفت برو گوشیتو از تو ماشین بیار که شماره منو سیو کنه منم شمارمو دادم بعد دوباره اصرار کرد ولی من نرفتم که یکدفعه اون یکی قمه رو درآورد و ازم خواست سوار شم ولی من بازم سوار نشدم و خواست گوشیم رو ازم بگیره ولی من ندادم .دیگه داشتند عصبی میشدند که من نقشه ای کشیدم بهشون گفتم باشه سوار میشم ولی باید دستم رو ول کنید اونها هم همینکارو کردن البته با جز و بحث زیاد.یکدفعه من با پا به شکم یکیشون زدم و سریع فرار کردم