۱۶ سالم بود رفتم پای سیستم یه سایتی رو زدم دیدم نوشته are you +18? اومدم صادق باشم زدم no دیدم سایت هنگ کرد، یه نوتیف اومد نوشته بود واقعا فکر نمیکردم یه نفر این گزینه رو بزنه، هیچ برنامه ای واسش نریختیم، بیا برو تو سایت مسخره بازی در نیار.
اشکان مدیری
یه مغازه سر کوچه ی ما هست شما بری بگی ترکیب شیمیایی غنی شده ی اورانیوم و گالوانیوم مایع میخوام، میگه عه داشتما همین الان یه نفر قبل شما اومد برد.
غنیس
واکنش ترامپ به اعتراضهای ضد دولتی در فرانسه: مردم فریاد میزنند ترامپ را میخواهیم. واقعا دیگه وقتشه احمدی نژاد رو به صحنه سیاست برگردونیم، فقط اون میتونست قبل از ترامپ مصاحبه کنه و بگه مردم فرانسه منو میخوان
ژنرال
مهماندارای ایرلاینهای ایرانی تند تند و با لهجه کسشری که هیچجا جز تو هواپیماهای ایرانی پیداش نمیشه کرد، جملههای انگلیسی رو میگن که زود برسن تهش و با لهجه بچه ناف نیویورک بگن Thank you!
Jon the White Wolf
به رئیسمون میگم بی بی سی تیتر زده که ژاپن به صدها هزار نیروی خارجی ویزای کار میده میگه به صدها هزار نیروی خارجی نه ایرانی فوق لیسانس مکانیکم داره.
موقعیتِ مقــــداد
الان اخبار بیست و سی فرانسه داره یه گزارش پخش میکنه که تظاهرات کنندگان حرمت ایام کریسمس رو نگه نداشتن و هر اتفاقی هم بیفته ما پشت نظاممون هستیم. زهغا چغماغی
آقای خاص
یکی از سوالایی که از بچگی ذهنمو مشغول کرده اینه که چرا سیاوش قمیشی تو اون آهنگه میگه : من "شُهامتم" زیاده
مستر دولابی ?
یارواز کانادا توییت کرده فردا قرار ما ساعت ۴ درمیدان انقلاب تهران، میخواهیم دنیا را بر سر نظام خراب کنیم. داداش الانم راه بیوقتی ۴ نمیرسی. بنظرم بندازیم قرارو ساعت ۶ که شما هم برسی. بدون شما اعتراض صفایی نداره. اصلا راهپیمایی همه عشقش به دسته جمعی بودنشه
سید ولگرد حسینی ?
اگه پدرتون كنار فيوز برق ايستاده هرگز در جواب مامانتون كه بابا كجاس نگين بابا پافيوزه. راستي دسته ماهيتابه رو چطور ميشه از بدن بدون خونريزي خارج كرد؟
پست داک
واقعا این که میگن تو هر صنفی باید یه رفیق داشته باشی، درسته. الان رفتم به معتاد سرکوچه مون غذا دادم گفت تورو خدا جنس خواستی رو کمک من حساب کن، واقعا خیلی خوشحال شدم.
تیمسار لوپه تو™
یهچیزی که درک نمیکنم هم جشنِ دندونی برای بچهست. مث این می مونه هربار ناخوناتون بلند میشه یه جشن بگیرید. خداوند همهی ما را آدم کند واقعا.
•نازنینا•
شرایط اقتصادی خانوادمون اون اوایل خیلی بد بود، مادرم با حوله واسم لباس دوخته بود. هر کی میرفت توالت، من باید میرفتم دم در وایسم تا بیاد بیرون دستشو خشک کنه.
آتزوری
یه بار زنگ زدم سیرک گفت هنرت چیه؟ گفتم احمق نمیبینی دارم حرف میزنم؟ گفت مگه اسبی؟ گفتم نه کرولالم
هابیل با بیل
پ ن : حوصله و بلدیشو دارید، رمزی از رمزهای عکسو بنویسید



