اختصاصی طرفداری - 1 - مهم نیست که لوئیس فیلیپه با آن قیافه ی جدی و مغرور راهی کنفرانس خبری پس از بازی می شود و اعتقاد دارد که پنالتی اعلام شده بر روی مهاجمش صحیح بوده است. چندان اهمیتی ندارد چرا که خود «فیل بزرگ» هم به خوبی می داند تفاوت های تیمش و کرواسی تنها در یک نیمار آماده و یک نیشیمورای ناآماده خلاصه شده بود. برزیل اما در زمان خوبی «زنگ هشدار» را دریافت کرد. چه زمانی بهتر از اولین دیدار جام؟ اسکولاری و بازیکنانش اکنون از خواب قهرمانی در جام کنفدراسیون ها بیدار شده اند و دریافتند که برای قهرمانی در خانه کار سختی را پیش رو خواهند داشت. شاید تنها نکته ی مثبت آن ها درخشش نیمار بوده باشد. او باز هم همان «همیشگی» را در تیم ملی به نمایش گذاشت، نمایشی رها، آزاد و بدون دغدغه. 3 عاملی که در نوکمپ به هیچ وجه در حوالی او پرسه نمی زنند. 2- پیکه 3 سالی هست که مهم ترین دغدغه ی زندگی اش دیگر «پیشرفت فوتبالی اش» محسوب نمی شود. او ترجیح می دهد به جای برطرف کردن ضعف های مشهود دفاعی اش نگران «فیت» دادن شکیرا با خواننده های مرد باشد. راموس دیگر بیش از اندازه شب ها خواب توپ طلا را می بیند، دیگر وقتش رسیده که از خواب توپ طلا و لادسیما بیدار شود و به فکر برطرف کردن ضعف های دفاعی کشورش باشد. کاسیاس هم که...سوء تفاهمات دل بوسکه دیگر بیش از اندازه بزرگ شده است، گوییم برای راموس و پیکه جانشین قابلی وجود نداشته باشد اما با خاک خوردن خاوی مارتینس و کوکه بر روی نیمکت ذخیره ها چه کنیم؟ دیگو کاستا 1 ماه آخر فصل را مصدوم بوده است و فرناندو تورس نیز همچون همیشه گل های خالی را روانه ی «آسمان» می کند، آن وقت یورنته با نامزدش در تعطیلات تابستانی به سر می برد! دل بوسکه قبل از آن که فاجعه رخ دهد باید هر چه سریع تر سوء تفاهماتش را برطرف کند. 3 - هواداران کلمبیا فوق العاده بودند. بعید می دانم تفاوت چندانی میان جو دیدار افتتاحیه و جو بازی کلمبیا - یونان وجود داشته باشد. ورزشگاه کلمبیا نیز به همان اندازه «زرد» بود که ورزشگاه دیدار افتتاحیه. کلمبیا بدون فالکائو نیز خطرناک است. تئوریسین بزرگی همچون پکرمن برگ برنده ای بی نظیر برای کلمبیا محسوب می شود. آن ها همان طور که پیش بینی می شد می توانند شگفتی ساز جام باشند. حمایت باور نکردنی هواداران نیز می تواند کمکی فوق العاده برای شاگردان پکرمن محسوب شود. 4- کاستاریکا نشان داد که مسائل روحی روانی تا چه اندازه می تواند در رقابتی بزرگ همچون جام جهانی موثر باشد. بازیکنان این تیم فوق العاده «متمرکز» بودند و به معنای واقعی کلمه روح بزرگ خود را به نمایش گذاشتند. کاستاریکا نه از لحاظ تاکتیکی، بلکه از لحاظ روحی و روانی اروگوئه را مغلوب خودش کرد. ای کاش کارلوس کی روش هم توانسته باشد چنین ذهن نیرومندی را نصیب بازیکنان تیم ملی کند. کاستاریکا نشان داد برای موفقیت در جام جهانی «حفظ آرامش» می تواند عاملی تعیین کننده باشد. 5- روی هاجسون مربی بدی نیست، اما ای کاش این حجم از بازیکنان با استعداد در اختیار فرد دیگری قرار می گرفت. اسکولز گفته بود که از متد لیورپول در تیم استفاده شود ولی به خاطر نمی آورم گفته باشد تمام بازیکنان لیورپولی در تیم استفاده شوند! جک ویلشر می توانست انتخاب بهتری به نسبت هندرسون باشد.گرچه هندرسون به نسبت آنچه سر الکس وصف کرده بود، فوق العاده پیشرفت کرده است اما باز هم ویلشر می توانست نظم بیشتری به خط میانی تیم ببخشد. آن گاه شاید جرارد می توانست «رها تر» به جلو بیاید. انگلیس امیدوار کننده بود، اما ای کاش این استعداد ها در اختیار فرد دیگری قرار می گرفت. 6- پراندلی آخر کار خودش را کرد. مارکیزیو و کاندروا از ابتدا بازی کردند تا کمک کنند ایتالیا، «ایتالیایی» بازی را ببرد. تمرکز، آرامش و مدیریت ایتالیا در نیمه ی دوم فرا زمینی بود. پراندلی بار دیگر هنر خودش را نشان داد. اما به نظر می رسد او می توانست کمی بیشتر به فکر ضد حملات باشد. شاید یک اینسینیه یا چرچی سریع از دقیقه ی 75 به بعد می توانست نتیجه را از این نیز پربار تر کند. پراندلی نباید فراموش کند که ضد حملات می تواند خیال ایتالیا را برای پیروزی در هر رقابتی راحت تر کند. 7- عجب جام زیبایی است. بدون اغراق همه ی بازی ها تماشاگر پسند و زیبا دنبال شده است. پیش بینی بازی ها کار سختی است و هیچ تیمی از قبل بازنده نیست. می توان امیدوار بود که در ادامه نیز یکی از زیبا ترین جام های جهانی تاریخ را تماشا کرد. فعلا هنرمندان در برزیل به مردم دنیا اجازه نداده اند که حتی یک لحظه از پای گیرنده های خود بلند شوند. فقط اگر ضا جاودانی هم کمتر نظرات کارشناسی اش را عنوان کند، آن گاه شاید اقبال مردم ایران به سمت شبکه های سوییس، لهستان و فرانسه نیز کمتر شود.

عجب جام زیبایی؛ به بهانه ی پایان دور اول رقابت ها در 4 گروه ابتدایی
۷٬۱۲۲ بازدیدیکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۳ - 0۹:۰۱


