‍ وقتی پنجمین توپ طلاشو برد، رئیس رئال مادرید بجای تبریک بهش از نیمار صحبت کرد، تو قضیه مالیاتش هیچ حمایتی ازش نکرد، به قولی که واسه تمدید قراردادش داده بود عمل نکرد و خیلی اتفاقای دیگه که ما ازشون بی خبریم و خلاصه کار به جایی رسید کریستیانو که همیشه حرف از بازنشستگی تو مادرید میزد تصمیم گرفت بره... مطبوعات و رسانه های اسپانیا نظرسنجی میزاشتن و همون هوادارایی که تو استادیوم براش سوت میزدن و هوش میکردن به رفتنش رأی میدادن... هنوز ۱ ماه از جداییش نگذشته بود که بازیکنای رئال چپ و راست پشت سرش حرف و بهش کنایه زدن. کارواخال گفت رائول بهترین بازیکن تاریخ رئاله، درحالیکه تا چند هفته قبلش کریستیانو رو بهترین میدونست... ایسکو از عُقدش حرف زد و گفت حالا دیگه میتونم کاشته بزنم و واسه کسی که نمیخواست اینجا باشه گریه نمیکنم... بیل همیشه مصدوم که کریستیانو جورشو تو خط حمله میکشید گفت حالا تیمی تر بازی میکنیم... جوجه اسپانیاییا (سبایوس و یورنته) که سنشون حتی به تعداد جام های کریستیانو هم نرسیده زبون درآوردن و گفتن جای خالیش احساس نمیشه... و از همه شون بدتر راموس که نه ۱ بار، بلکه چند بار پشتش حرف زد ولی کریستیانو این همه وقت فقط سکوت کرد و هیچی نگفت. حالا که بعد چند ماه مثل همیشه حرفه ای مصاحبه کرده و از احساسش گفته که تو یووه مثل خانواده ایم و از تیم جدیدش دفاع کرده شده آدم بده داستان واسه رئالیای نمک نشناس! این احساسه کریستیانوئه که تو یووه قدرشو میدونن، لیاقتشو دارن و همه جوره داره اینو حس میکنه ❤️