- اشتباه از ما بود/ اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال پیاله می دیدیم/ دستهامان خالی/دلهامان پر/ کاش می دانستیم هیچ پروانه ای پریروز پیلگی خویش را به یاد نمی آورد! #علی_صالحی❤
- از علافی و شب گردی با دوستان علاف تر از خودش تا تک چرخ با موتورسیکلت لب ساحل ِ بوشهر! حرف از تحقیر ِ یک روستازاده نیست که همه ماها رگ و ریشه دهاتی داریم. حرف از بی اصالتی کسی ست که دیروز خودش را به یاد نمی آورد. از روستایی دورافتاده در دلوار تا مهاجری در شهر کوچک بوشهر، از شب گردی لب ساحل بوشهر تا دعوتنامه علی دایی برای حضور در پرسپولیس!
- سربازی که تصمیم گرفته بود فوتبالش را تمام کند اما با اصرار پدر به تمرینات شاهین بوشهر می رود و آنجا در لیگ یک می درخشد. چشمان ِ مشاوره های علی دایی او را می گیرد و پای او به تهران باز می شود. (علی دایی از وکیل خود خواست شماره مهدی طارمی را بگیرد. جوان بوشهری تلفن را برداشت و از این طرف خط شنید: «من علی دایی هستم، دوست داری سال دیگر بیایی پرسپولیس و بازی کنی؟!» باقی ماجرا را بهتر است از زبان خود مهدی طارمی بشنوید. طارمی درباره آن روز میگوید: «باورم نمیشد علی دایی، آقای گل جهان به من زنگ بزند. اصلاً نفهمیدم چطوری سلام و علیک کردم. حسابی دستپاچه شده بودم. فقط توانستم آره بگویم و بعد که تلفن را قطع کردم، یک لحظه روی زمین افتادم و به لکنت زبان افتادم! من کجا، علی دایی کجا؟ پرسپولیس کجا؟ باورم نمیشد...!»
- زنده یاد مهدی نفر خبرنگار حوزه پرسپولیس خبرگزاری فارس حکایت جالبی دارد از روزی که طارمی به تهران آمد: رویش نمی شد سرش را از خجالت بالا بگیرد و سوال خبرنگاران حول و حوش فامیلی مهدی طارمی و شکل صحیح نوشتاری آن است. باشگاه پرسپولیس به درخواست علی دایی برای این جوان بلیت بوشهر به تهران را خرید تا با او قرارداد ببندد. جلوی دفتر باشگاه پرسپولیس خیلی شلوغ بود خبرنگاران و عکاسان جمع شده بودند تا در فصل نقل و انتقالات خبر و عکسهای داغ شکار کنند. طارمی هم درست زمانی جلوی در رسید که محسن فروزان و امین حاج محمدی داشتند خارج میشدند. وقتی مهدی طارمی همراه دوستش میخواست سوار آسانسور شود خدابیامرز مهدی نفر گزارشگر پرتلاش ورزش و مردم و خبرنگار خبرگزاری فارس در حوزه پرسپولیس پرسید: «راستی طارمی با کدام ت نوشته میشود؟!» همین جمله نشان میداد چقدر خرید مهدی طارمی در نگاه اول عجیب جلوه میکرد.
- علیرضا رحیمی مدیرعامل وقت پرسپولیس به همراه علی دایی در اتاق خود نشسته بود. رئیس دفتر مدیرعامل به مهدی طارمی اشاره کرد که داخل برود. علی دایی با دیدن او تعارف زد که بنشیند. رحیمی از او پرسید: «پسر پارسال کجا بودی و چند تا گل زدی؟» طارمی کوتاه و خجالت زده جواب داد: «ایرانجوان و ۱۲ تا!» مدیرعامل پرسپولیس هم با صدای بلند خندید و گفت: «پسرجان! هم من و هم علی دایی مهاجم بودیم. فوروارد که اینقدر کم حرف نمی شود!»
- طارنی همه راه های نرفته را به سرعت نور طی کرد و از یک گمنام بی نام و نشان به یکی از معروف ترین بازیکنان پرسپولیس تبدیل شد، به تیم عربستانی چیپ زد، در چهارتایی کردن رقیب نقش اول را داشت (هرچند برخی میگن اگر خودخواهی طارمی نبود رقیب شاید نتیجه تلخ ترین تجربه می کرد) آقای گل شد و با پرسپولیس قهرمان لیگ شد، بعد تیم ملی دعوت شد و در صعود تیم به جام جهانی نقش مهمی ایفا کرد!
- مهدی طارمی برای پیشرفت همه چیز داشت به جزبان حلقه مفقوده ی بزرگی به نام رگ و ریشه (اصالت خانوادگی) چیزی که مهدی طارمی را از اوج (ستاره قهرمان ایران و تیم ملی) به حضیض کشاند( بازی ضعیف در تیم درجه دوم قطری و درخواست هواداران تیم قطری برای کنار گذاشتن)!
- مهدی طارمی ظرفیت بزرگ شدن نداشت و روز به روز سقوط کرد. به جای یاد گرفتن ِ تربیت و اصولی مانند معرفت، خودخواهی، نمک نشناسی و پاگذاشتن روی کسانی که تو را بلند کرده اند به عنوان یک اصل اساسی ملاک و معیار قرار می گیرد، در خانواده ای که پدرِ پسر از خودش بی ادب تر و وقیح تر رفتار می کند و خطاهای بزرگ پسرش را با داد و فریاد می پوشاند انتظاری بیش از این نمی توان داشت.
- کاش هواداران پرسپولیس یاد بگیرند آدمها را به اندازه اصالت و تربیت و ظرفیتش احترام کنند. همین روزها که اکثریت هواداران باشعور پرسپولیس موضع قاطعی در برابر بازگشت #خریّت به پرسپولیس گرفته بودند عده ای کم حافظه از بازگشت ایشان استقبال کردند. کاش هیچ وقت ابزار ِ دست بی رگ و ریشه ها نشیم، دوبار از یک سوراخ گزیده نشیم و به آدمها تنها یک بار فرصت جبران بدهیم ?❤
در بابِ نوکیسه گی یک ستاره در حال افول؛ مهدی طارمی
۶۴۶ بازدیددوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷ - ۱۷:۳۷


