?با ما همراه باشید و از تاریخ پر فراز و نشیب یک قرن از فرانسه با خبر شوید...?

ملت و مجلس

در این هنگام شاه و مجلس که قوه های قانونی کشور بودند، اسیر مردم پاریس شدند، آنها به واقع قوه سومی تشکیل داده بودند که به مجلس می آمدند و چند هزار نفری نفری به تماشای آن می نشستند. سپس در ۱۴ ژوئیه ۱۷۹۰، در سرتاسر فرانسه اتحادیه هایی تشکیل شد که در آن نمایندگان ولایات جمع می شدند و بر این اساس قوانینی را تصویب که پس از آن وفاداری ملت به اطاعت از قانون و پادشاه و حفظ قانون اساسی که مجلس وضع می کرد را خواهند داشت. بنابراین می توان ۱۴ ژوئیه ۱۷۹۰ را تاریخ از نو ساختن فرانسه دانست، زیرا که پیش از آن ملت به زور شمشیر شاه را قبول می کرد. شاه به درخواست مجلس، به مشروطه شدن فرانسه ابراز علاقه نشان داد اما اتفاقاتی در ادامه افتاد و شرایط را تغییر داد. اولی این بود که "قانون تشکیلات روحانیون" در کشور بوجود آمد که کاتولیک ها نمی توانستند آنرا بپذیرند (ژوئیه ۱۷۹۰). بنابراین کشیشان فرانسوی و پاپ آنرا قبول نکردند تا لقب "معترضین" را بگیرند و در عوض کشیشانی آنرا بپذیرند و لقب "مشروطه خواه" را بگیرند. شاه که به کاتولیک معتقد بود، با پیشنهاد اطرافیانش نظری نداد و قانون اساسی را پذیرفت، در عمل اما او با کشیشان مشروطه خواه رابطه ای نداشت. روز ۱۸ آوریل ۱۷۹۱ که عید پاک بود، لویی می خواست که به پیش یکی از کشیشان ضدمشروطه در قلعه سن کلو برود اما مردم به محض مطلع شدن از این موضوع شاه را محصور کردند و از رفتن او جلوگیری کردند. بعد از این اتفاق شاه عملا محبوس ملت فرانسه بود. نزدیکان شاه می گفتند که یا به غرب و ایالت برتانی برود و یا به سمت جنوب غربی رود و به جماعت ضد انقلاب بپیوندد. شاه اما اشتباه بزرگی کرد. از ماه نوامبر با برادر زن خودش که امپراتور اتریش بود مکاتبه کرد و درخواست کرد به مرز فرانسه بیاید و خیال انقلاب را با ایجاد درگیری، از سر انقلابیون بیاندازد. از طرفی "مارکی دو بویه" در متز لشکری ساخته بود و بویی مایل بود تا به آنها در شرق بپیوندد.

واقعه وارن

شب سه شنبه ۲۱ ژوئن لویی در لباس پیشخدمت به همراه ملکه، دو فرزند و خواهر و ۳ قراولش از قصر تویلری خارج شد. شاه بدون مزاحمت ساعت ۸ صبح به سنت نرهود رسید. هنگامیکه صبح سه شنبه مردم از این موضوع باخبر شدند به سمت کالسکه شاه رفته و با ازدحامشان جلوی حرکت او را گرفتند. سواران دوبویه هم کاری از پیش نبردند و شاه به پاریس بازگشت و در تویلری محبوس شد؛ مجلس هم شاه را از کار برکنار کرد و خود زمام امور را بدست گرفت. پس از فرار شاه، اندک علاقه مردم به شاه هم از بین رفت و همه از او متنفر شدند. درحالیکه تا ۱۰۰ سال قبل کسی احتمال اداره کشور توسط کسی جز شاه را نمی داد، اما پس از رفتن شاه کشور اداره شد. فرار شاه موجب بوجود آمدن "حزب جمهوری خواه" شد. حزب جمهوری خواه در ابتدا اعضای زیادی نداشت اما رفته رفته افراد زیاد را به خود جذب کرد. در ۱۶ ژوئیه ۱۷۹۱، انجمن سیاسی "کوردلیه ها"، به مجلس پیشنهاد داد که افراد وطن خواه لویی را که خائن محسوب می شد را محاکمه کند. روز بعد مجلس پیشنهاد را پذیرفت. در آن اثنا دو نفر کشته شدند. سپس بیلی که کدخدای پاریس بود سوارانی را برای متفرق کردن جمعیت جمع شده در شهر فرستاد اما با سنگ پرانی مردم مواجه شد. بیلی ابتدا دستور تیر هوایی داد اما وس از اینکه شورشیان کنار نرفتند دستور شلیک به سمت مردم را داد که موجب کشته شدن ۵۰ نفر شد. این حادثه به سود سلطنت طلبان بود.

ختم مجلس موسسان

روز ۳ سپتامبر ۱۷۹۱،مجلس کارهای قانونی قانون اساسی را انجام داد و در ۱۳ سپتامبر به امضای شاه رساند و بدین ترتیب شاه دارای قدرتی محدود گردید روز بعد شاه به مجلس آمد و ضمن تفویض قوانین، آرزوی اتحاد فرانسویان را کرد؛ کاری که با توجه به اتفاقات گذشته ممکن نبود. ساعت ۵ عصر روز ۳۰ سپتامبر، مجلس موسسان ملی اعلام داشت که خدمتش تمام شده و دوره اش منقضی شده است.

قسمت های قبلی "تاریخ یک قرن از فرانسه" را از اینجا بخوانید!