دیگر چه باید باشم؟
جز سراپا عذرخواهی
دیگر چه میتوانم بگویم؟
همه خوش و سرحالند
دیگر چه میتوانم بنویسم؟
من هیچ حقی ندارم
دیگر چه باید باشم؟
جز سراپا عذر خواهی
در زیر نور خورشید
احساس یگانگی میکنم
زیر نورخورشید
زیر نور خورشید...
مزدوج شدم
دفن شدم
ای کاش مانند تو بودم
به راحتی سرگرم میشدم
و آشیانه خود را میافتم
همه چیز تقصیر من است
و تمام سرزنش ها
مانند امواج کف آلود دریا به سوی من می آیند
سرمازدگی و آفتاب سوختگی
خفه شدن در خاکستر دشمنش
زیر نور خورشید
زیر نور خورشید احساس یگانگی میکنم
زیر نور خورشید
زیر نور خورشید
مزدوج شدم
مزدوج شدم
مزدوج شدم
دفن شدم
روی هم رفته همه ما یه شکل هستیم


