جنبش حقوق مردان جنبشی جهانی است که برای رسیدگی به حقوق مردان در جامعه است که در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ میلادی به وجود آمد. امروزه این جنبش در تعدادی از کشورهای جهان حضور دارد و مردان و زنان بسیاری در آن عضویت دارند. اعضای این جنبش در زمینه‌های اجتماعی (شامل حقوق خانواده، فرزندآوری و پرورش فرزند، تولید مثل و خشونت خانگی) و خدمات دولتی (شامل آموزش و پرورش، خدمت وظیفه عمومی، امنیت اجتماعی و خدمات سلامت عمومی) که در آن‌ها علیه مردان تبعیض صورت گرفته، فعالیت دارد. برخی این جنبش را پاسخی به فمنیسم می دانند. آنان ادعا می‌کنند فمنیسم بسیار از شعارهای برابری خواهانه فراتر رفته و حقوق مردان هم به توجه بیشتری نیاز دارد

. . .

جنبش حقوق مردان به مسائل گوناگونی توجه می‌کند. برای برخی از آنان گروه‌های جداگانه‌ای نیز ایجاد شده‌است مانند جنبش حقوق پدران که به بررسی تبعیض حقوقی علیه مردان در مسائلی مانند طلاق و حضانت می‌پردازد

. . .

فعالان حقوق مردان به دنبال گسترش حقوق پدران مجرد گرفته در مورد فراخواندگانشان هستند وارن فرل می‌گوید که مادرانی که از باردار بودن خود خبر دارند ولی ماجرا را به پدر بیولوژیکی آن فرزند اطلاع نمی دهند در اصل آن فرزند را از داشتن رابطه با پدر خود دور می‌کنند. وی پیشنهاد می‌کند که زنان از نظر قانونی مجبور شوند هر گونه تلاش منطقی را برای اطلاع پدر فرزند از بارداری خود را در عرض چهار تا پنج روز انجام دهند. در پاسخ، فیلسوف جیمز استربا موافق است که به دلایل اخلاقی زن باید بارداری خود را به پدر بچه اطلاع دهد، اما این نباید به عنوان یک الزام قانونی اعمال شود، زیرا ممکن است منجر به فشاری ناخوشایند به مادر شود

. . .

برخی قوانینی که به عنوان ضد ضرب و شتم بیان شده‌اند این امکان را می‌دهند که مردانی که از آن‌ها به دلیل ضرب و شتم شکایت شده بدون هیچ گونه دلیل و مدرکی برای اثبات جرم به زندان بیفتند. موارد زیادی از این دسته در هند گزارش شده‌اند سازمان نجات بنیان خانواده هند (SIFF) سازمانی متشکل از مردان و زنان هندی است که برای حقوق مردان از جمله لغو بند 498A قانون ضد ضرب و شتم در هند تلاش می‌کنند طبق این قانون اگر عروس بدون هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات به علت ضرب و شتم از داماد، داماد و خانواده اش به صورت خود به خود مشمول مجازات می‌شوند. این سازمان بیان می‌کند که این بند از قانون به شدت در هند مورد سوءاستفاده قرار گرفته و آنان گزارش‌های بسیاری دریافت کرده‌اند که مردان به دلیل شکایت دروغین همسرانشان زندانی شده‌اند. با تلاش فعالین حقوق مردان دادگاه عالی هند فرمان داد که این مجازات تنها زمانی اعمال شود که توسط دادگستری تصویب شود

. . .

طبق گفتهٔ فعالین حقوق مردان، در دادگاه‌های خانواده تبعیض بسیاری علیه مردان انجام می‌شود به خصوص در مورد حضانت فرزند بعد از طلاق. آنان معتقدند که مردان حقوق عادلانه‌ای برای حضانت از فرزندانشان ندارند. آمارها هم نشان می‌دهند که در بیشتر مواقع دادگاه‌ها به نفع زنان حکم صادر می‌کنند. مدافعان حقوق مردان به دنبال تغییر شرایط قانونی برای مردان از طریق تغییر قوانین خانواده هستند، مثلاً، آنان می‌خواهند قوانینی وضع کنند که به‌طور کلی حضانت مشترک برای فرزندان وضع شود، مگر اینکه در مواردی که یکی از والدین در امر حضانت ناتوان است یا خودش نمی‌خواهد که این کار را بر عهده بگیرد آن‌ها گفتمان فمینیستی «حقوق» و «برابری» را در گفتمان خود تصویب کردند، مسائل مربوط به نگهداری را به عنوان موضوع حقوق مدنی اولیه مدنظر قرار دادندبرخی به این موضوع اشاره می‌کنند که کاهش ارتباط فرزند با پدر پس از طلاق منجر می‌شود که پدران برای پرداخت پول حمایتی به فرزندانشان بی میل تر شوند. برخی دیگر هم نشانگان بیگانگی از والد دلیلی می‌دانند برای این که حضانت به پدر داده شود

. . .

مشاهدات نشان می‌دهند که جنبش ضد ختنه با جنبش حقوق مردان برخی همپوشانی دارد. فعالین حقوق مردان اشاره می‌کنند که به آسیب‌های ختنه زنان توجه بیشتری نسبت به آسیب‌های ختنه مردان می‌شود. البته بحث در بارهٔ ختنه بدون نوزاد بدون اجازهٔ والدین و بدون دلایل پزشکی منحصر به حقوق مردان نیست و به اخلاق پزشکی مربوط است. برخی از پزشکان و دانشگاهیان ختنه را نقص حقوق سلامت مردان می‌دانند. در حالی که برخی مخالفند

. . . . .

سونیا بی استار استاد حقوق دانشگاه میشیگان اشاره می‌کند که در قبال انجام یک جرم مشخص، زمان محکومیت حبس مردان ۶۳ درصد بیشتر از زنان است.البته وی منکر این موضوع می‌شود که مردان به‌طور کلی از عدالت کیفری محروم هستند.وارن فارل ۱۲ دفاع کیفری را که تنها برای زنان قابل دسترس هستند را شناسایی کرده‌است. مدافعان حقوق مردان استدلال می‌کنند که مردان در قتل‌ها بیشتر قربانی هستند و با نگرش‌های فرهنگی قدیم آسیب می‌بینند. ائتلاف ملی برای مردان بیان می‌کند که کشتن یک زن نسبت به کشتن یک مرد حبس طولانی تری را دربردارد همانگونه که مشاهده شده کشتن یک سفیدپوست نسبت به کشتن یک سیاه‌پوست حبس طولانی تری را دربرداشته‌است.درسال ۲۰۱۷ لاوینا وودوارد دختر ۲۴ سالهٔ دانشجوی دانشگاه آکسفورد که پس از مصرف مواد مخدر دوست پسر سابقش توماس فیرکلاف که وی دانشجوی دانشگاه کمبریج بود را با چاقو به قتل رساند با وجود مجرم بودن به دلیل آنچه استعداد تحصیلی بالای او خوانده شد از محاکمه تبرئه شد

. . . .

گروه‌های حقوق مردان در ایالات متحده در دهه ۱۹۶۰ با مخالفت با تغییرات قانون طلاق و مسائل مربوط به زندان شروع به کار کردند. مردان درگیر در سازمان اولیه ادعا می‌کنند که قانون خانواده و طلاق علیه آن‌ها تبعیض قائل شده و از همسرانشان حمایت می‌کند.ریچارد دویل که از رهبران فعالین حقوق مردان است دادگاه‌های طلاق را با توجه به احکام غیر منطقی و غیرمعمولی آن‌ها به «کشتارگاه» تشبیه می‌کند فعالان حقوق مردان اشاره می‌کنند که مردان آگاهانه یا ناآگاهانه به دلیل فقدان مزایای و پیامدهای عاطفی و مالی طلاق مانند نفقه و پولی که باید برای حضانت به مادر بپردازند و تبعیض در اخذ حضانت فرزند از ازدواج سر باز می‌زنند.فعالین حقوق مردان استدلال می‌کنند که قوانین طلاق و حضانت علیه حقوق برابر برای مردان است

. . . .

طرفداران حقوق مردان، خشونت خانگی را که توسط زنان در برابر مردان مطرح می‌شود، به عنوان یک مشکل که نادیده گرفته شده توصیف می‌کنند.به دلایلی مانند اینکه مردان تمایلی به توصیف خود به عنوان قربانی ندارند. آن‌ها ادعا می‌کنند که زنان نسبت به مردان در روابط تهاجمی تر هستند. و که خشونت خانگی از نقطه نظر جنسیت متقارن است. آنان تحقیقات خشونت خانوادگی مریی استراوس و ریچارد گلز را به عنوان شاهدی برای این تقارن مطرح می‌کنند. مدافعان حقوق مردان استدلال می‌کنند که سیستم‌های قضایی به راحتی ادعاهای دروغین زنان را نسبت به شرکای مرد خود می‌پذیرند. بیش ۷۰ درصد ادعاهای مطرح شده علیه مردان دربارهٔ خشونت خانگی غیرواقعی بوده‌اند File:Men's issues.png

. . .

فعالان حقوق مردان کم توجهی به آموزش و تحصیلات پسران را بحرانی می‌دانند که موجب کاهش انگیزه و دستاوردهای آنان شده‌است.و تأثیرات فمنیسم بر سیستم آموزشی را تبعیض و سرکوب نظام مند پسران در آموزش و پرورش می‌دانند.آنان این نکته را بیان می‌کنند که زنانه‌سازی سیستم آموزشی و معلمان زن توجه بیشتری را به دختران و روش‌های ارزیابی به نفع آنان اثبات‌کنندهٔ «سرکوب و محدودیت پسران» است.مطالعه‌ای در استرالیا نشان داد پسران در امر محاسبات از دختران بهتر هستند اما دختران در خواندن، نوشتن، املایی، و دستور زبان و نقطه‌گذاری از پسران بهتر هستند.تعداد پسران در دانشگاه‌های بیشتر کشورها کاهش یافته به‌طور مثال در استرالیا از ۶۱ درصد در سال ۱۹۷۴ به ۴۶ درصد رسیده‌است. در انگلستان نیز روند مشابهی دیده شده‌است که تصور می‌شود که در درجه اول از سوی سیاست گذاران و نگرش‌های معلم‌ها تأثیر می‌پذیرد مری کوروک کوک رئیس خدمات پذیرش دانشگاه‌ها و کالج‌ها در بریتانیا می‌گوید: «علیرغم شواهد واضح و با وجود پوشش خبری مطبوعات، سکوت سرسختی در این مورد وجود دارد. آیا جنبش زنان اکنون بسیار عادی شده‌است و ما نمی‌توانیم نیاز به اقدام مثبتی برای دستیابی به نتایج آموزشی برابر برای پسران داشته باشیم؟»

. . .

در بریتانیا بیشتر افراد بی‌خانمان مرد هستند. در آمریکا نیز ۸۵ درصد بی‌خانمان‌ها مرد می‌باشند