همچنان دارد از قبیله ما یکی یکی کم می شود

 

استانکو طی سال های اخیر از بیماری کلیوی و قلبی رنج می برد و درپی فشار خون بالا پزشکان مجبور به قطع پای او شده بودند. استانکو در سه فصلی که هدایت پرسپولیس را بر عهده داشت موفق شد دو قهرمانی لیگ و یک سومی آسیا را کسب کند. نه تنها پرسپولیس بلکه فوتبال ایران نیز مدیون اوست. چرا که اکثریت بازیکنانی که بعد ها با عنوان نسل طلایی در جام ملت های 1996 امارات و مقدماتی جام جهانی 1998 فرانسه خاطرات شیرینی را برای فوتبال ما رقم زدند شاگردانی بودند که زیر نظر او تعلیم دیده بودند و پیشرفت کردند. نام او همواره در بخش مهمی از تاریخ پرسپولیس و فوتبال ایران ماندگار خواهد بود.

استانکو جایگاه ویژه ای در ذهن خوره های فوتبال دهه شصت و هفتاد دارد؛ فرقی ندارد طرفدار استقلال باشی یا پرسپولیس یا تیم دیگری. مرد کروات با افراط در خوردن شکلات و نوشیدن قهوه با شال قرمز و 3-6-1 معروفش که منتقدان و مخالفان زیادی داشت معمار پرسپولیس در دهه هفتاد شد. چیزی شبیه به پروین که معمار دهه شصت یا برانکو که معمار دهه نود پرسپولیس بودند. استانکو برای پرسپولیس دهه هفتاد نسل سازی کرد که استخوان بندی تیم ملی را هم تشکیل داد.

استانکو حالا به خاطره تبدیل شد اما نامش زنده می ماند. زمستان 97 برای پرسپولیسی‌ها با خبر درگذشت استانکو پوکله‌کوویچ آغاز شد، مردی که پیش از این خبر قطع شدن زانوهایش به دلیل بیماری، همه را ناراحت و نگران کرده بود اما قطعا با بردن نامش روحش شاد و یادش بخیر بر لب ها جاری می شود.

 

 

استانکو در تاريخ 19 آوريل 1939 در يوگسلاوي سابق به دنيا آمد، دوران بازيش به طور کامل در تيم زادگاهش RNK Split سپري شد، به عنوان مربي در تيم هاي مختلفي از قبيل RNK Split و آپوئل و بوراک بانجا و ... مربي گري کرد، اوج کار استانکو با تيم هايدوک در سال 1992 بود که اين تيم را قهرمان ليگ کرواسي و سوپرکاپ کرد، در سال 1993 در چند بازي و در مقطعي کوتاه هدايت تيم ملي کرواسي را بهاو سپردند و در سال 1995 هدايت تيم ملي ايران را بر عهده گرفت که البته در تيم ملي دوام زيادي نداشت  و سال بعد سرمربي پرسپوليس تهران شد.

استانکو در شرایطی در سال 74 رهبری سرخپوشان را بر عهده گرفت که این تیم با یورگن گده نتایج خوبی نگرفته بود. استانکو شیوه های تمرینی خاصی که در تیم های حرفه ای اروپا اجرا می شد را با خود به پرسپولیس آورد و یک پرسپولیس قدرتمند ساخت. او در مدت حضورش با نفرات تیم انس و الفت گرفته بود و خود را در غم و شادی هایشان شریک می دانست. شال قرمز همیشگی اش نشان دهنده علاقه و تعصبش به پرسپولیس بود. ویژگی دیگر استانکو مسئولیت پذیری و وجدان کاری بود. به ندرت می توانستید او را روی نیمکت نشسته ببینید. همیشه در کنار زمین بود و آرام و قرار نداشت.

حمید درخشان درباره خصوصیات استانکو و پرسپولیس تحت هدایتش می گوید:

از خصوصیات فنی و اخلاقی استانکو هرچه بگویم کم است. او دیسیپلین فوق‌العاده‌ای داشت و بسیار به مسائل اخلاقی اهمیت می‌داد. استانکو صبوری کردن را بلد بود و این را به ما هم یاد داد. واقعاً نمی‌شود خدمات زیاد او به فوتبال ایران را فراموش کرد. اکثر بازیکنانی که با استانکو و تفکراتش کار کردند، لژیونر شدند و به لیگ‌های اروپایی رفتند. استانکو پایه‌گذار علم روز فوتبال تهاجمی در ایران بود. پرسپولیس با تفکرات استانکو خوب دفاع می‌کرد و در حمله بی‌نظیر بود.

استانکو در پرسپوليس برخلاف تيم ملي روزهاي خوبي را سپري کرد و خاطرات شيريني را براي هواداران پرسپوليس رقم زد. عابدینی در مورد انتخاب استانکو برای تیم ملی و سپس پرسپولیس می‌گوید:

ز قبل استانکو را می‌شناختم، کسانی او را به من معرفی کرده بودند که به آنها اطمینان داشتم. مربیانی مثل اوسیم و ایویچ، آنها از استانکو تعریف می‌کردند و می‌گفتند مربی خوبی است. او یکی از مربیان بزرگی بود که خیلی هم ارزان او را برای تیم ملی به خدمت گرفتیم، 200 هزار مارک یا 30 میلیون تومان، اما دیدید که چه مربی خوبی بود. البته کاری کردند و قرار بود که آن سال در بازی‌های آسیایی نتیجه نگیریم و همین اتفاق هم افتاد. بعد وقتی به پرسپولیس برگشتم، استانکو را آوردم چون می‌دانستم که چقدر مربی خوبی است و در تیم ملی هم می‌توانست موفق باشد اما نگذاشتند.

پرسپوليس دهه هفتاد را همه با ويترين پر از جامش مي شناسند، با عناوين متعدد و قهرماني هاي پي در پي و بردهاي قاطعانه و کوبنده و استانکو در راس همه اين ها بود، دو قهرماني ليگ آزادگان در سال هاي 76 و 75 با مربي گري استانکو کروات حاصل شد و دو فصل پياپي با 6 امتياز اختلاف نسبت به بهمن، پرسپوليس را به مقام قهرماني رساند، با تيمي پرستاره که عابدزاده، محمدي،ميناوند،شاهرودي،استيلي،باقري،سراج،بزيک و...ترکيب آن را تشکيل مي دادند.

 

استانکو توسط امیر عابدینی که در آن زمان ریاست فدراسیون را بر عهده داشت سرمربی تیم ملی شد. عابدینی آنقدر به این مربی اعتقاد داشت که بعدا وقتی مسئولیت داماش را هم برعهده گرفت باز سراغ استانکو رفت. او همیشه ارتباطش را با مربی کروات حفظ کرد و جویای احوالش بود، حتی زمانی که پاهایش را به خاطر بیماری قطع کردند. در بازی های آسیایی 1994 هیروشیما استانکو سرمربی تیم ملی بود. درحالی که علی دایی، کریم باقری، فرشاد پیوس، حسن شیرمحمدی، امیر قلعه‌نویی، جواد منافی و خیلی‌های دیگر را در اختیار داشتیم اما بعد از شکست یمن و دو تساوی دور از انتظار مقابل بحرین و ترکمنستان، تیرخلاص را چینی‌ها وارد دروازه‌مان کردند و به این شکل هم از بازی‌های آسیایی حذف و انتقادات از استانکو و عابدینی رییس وقت فدراسیون به اوج رسید و عابدینی مجبور به استعفا شد. امیر عابدینی درباره نتایج تیم ملی گفت:

«بوی بدی به مشام می‌رسید و البته خیلی هم بد آوردیم. همه فکرمان گلزنی زوج علی دایی و فرشاد پیوس بود اما در همان بازی اول طحال دایی پاره شد و شاه محمدی هر چه تلاش کرد نتوانست جای علی دایی را پر کند. بعد هم اشتباه غلامپور در آن گل تاریخی را داشتیم، مقابل چین، هر چه زدیم وارد دروازه نشد و آنها با همان یک گل ما را شکست دادند. آن اتفاقاتی که کنار زمین پیش آمد هم مزید بر علت شد. دوستان از طرف سازمان تربیت‌بدنی، در همان روز اول خبر اصرار کردند که استانکو را بردار و به جایش فلانی را روی نیمکت بگذار! آنها در این حد سواد نداشتند که مگر می‌شود مربی خارجی را که قرارداد دارد را در همان اول مسابقه کنار گذاشت، مربی‌ای که دو ماه با تیم کار کرده بود و اردو داشت. ولی می‌گفتند او را در همان هیروشیما کنار بگذار و مربی‌ای که به تعبیر خودشان رفیق‌شان هست را کنار تیم بگذار! وقتی از هیروشیما برگشتیم، در همان فرودگاه وقتی داریوش مصطفوی با دسته گل جلو آمد، در گوشش گفتم جانشین خوبی نیستی اما خوش آمدی!... به هرحال بازیکنانی که قرار بود ماموریتی را انجام دهند، کارشان را به خوبی انجام داده بودند!...»

آن بازی‌های آسیایی جنجالی هرچند برای فوتبال ایران ناکامی پر از حرف و حدیثی به همراه داشت، اما نفعش برای پرسپولیسی‌ها بود که یکی از دوست‌داشتنی‌ترین و بهترین مربیان خود را پیدا کرد. یک مربی کلاسیک و جدی و خوش قلب و با شرف که عاشق پرسپولیس بود.

 

استانکو پس از پرسپوليس سرمربي تيم ملي شيلي شد و در سال 80 سکان هدايت سپاهان را در دست گرفت و به فوتبال ايران برگشت و پس از جدايي و برعهده گرفتن هدايت تيم اوسيک مجددا در سال 84 به سپاهان برگشت که البته نتوانست با سپاهان به قهرماني ليگ برسد تا تمام افتخاراتش در ايران با پرسپوليس خلاصه شود. داماش گيلان هم آخرين تيم ايراني استانکو بود. استانکو در 54 مسابقه بر روي نيمکت پرسپوليس نشست و 31 برد و 9 تساوي و 15 شکست و 57.4% پيروزي آماري بود که دومين مربي کروات تاريخ پرسپوليس بعد از بگوويچ از خود به چاي گذاشت. حضور او در تیم ملی و سال‌ها بعد در سپاهان با ناکامی همراه بود، اما در پرسپولیس موفق عمل کرد و دو بار قهرمان لیگ شد. هرچند مصدومیت علی دایی در اردوی تیم ملی و همچنین دروازه‌بانی‌های نه‌چندان خوب بهزاد غلامپور در ناکامی استانکو در تیم ملی نقش داشت.

از خصوصیت بارز استانکو، پرورش بازیکن برای حضور در اردوی تیم ملی بود. او در هر تیمی فعالیت می‌کرد یک دوجین بازیکن به تیم ملی می‌داد و این نشان می‌داد از نظر فنی با بازیکنان به‌خوبی کار می‌کرد. شاید نتیجه‌گرایی اش او را به سیستم ۱-۶-۳ کشاند. هرچند برای او همانند همه مربیان موفقیت تیمی از همه چیز مهم‌تر بود.

درباره استانکو در زمان خودش نظرات بسیار مختلف بود. عده ای مثل اردشیر لارودی سیستم او را بزدلانه می دانستند و در مقابل امیرعابدینی او را صاحب تزهای شفابخش برای فوتبال ایران می دانست. ادموند بزیک مهاجم سابق تیم ملی و پرسپولیس از جمله موافقان استانکو بود:

استانکو زمانی وارد فوتبال ایران شد که تاکتیک نوین زیادی در تیم‌های ما مشاهده نمی‌شد. او آمد و تاکتیک را برای ما معنی کرد. استانکو دنبال پول و این‌جور چیز‌ها نبود و روحی بزرگ و قلبی مهربان داشت. من، استانکو را یک مربی بزرگ و کاربلد از لحاظ فنی دیدم. او باعث شد خیلی از ما‌ها پیشرفت کنیم. استانکو به جوانگرایی اهمیت می‌داد و به امثال من، مهدوی‌کیا و... بازی می‌داد. شخصیت فنی و اخلاقی استانکو بی‌نظیر بود.

 

استانکو با پرسپولیسی که از سال‌های اوجش فاصله گرفته بود قهرمان لیگ شد و جان دوباره ای به این تیم داد. مرد اسپلیتی از عزت و بزرگی جایی که در آن کار می کرد خبر داشت. استانکو بود که جوان‌هایی چون دایی، باقری، میناوند، شاهرودی، بزیک، پیروانی، گل‌محمدی، ترابیان، رهبری‌فرد، نکیسا و خیلی‌های دیگر را پرورش داد و استعدادشان را شکوفا کرد. مربی با اخلاق و به دور از بی‌اخلاقی، تندخویی، جنجال‌سازی، هتاکی های رایج در فوتبال. استانکو که چند سالی در بستر بیماری بود، یکشنبه شب در سن 81 سالگی در بیمارستانی در زادگاهش در گذشت.

 

واکنش ها به درگذشت استانگو

 

برانک ایوانکوویچ

از درگذشت استانکو واقعا ناراحت هستم، از نظر من استانکو یکی از بزرگترین مربیان تاریخ کرواسی بود و درگذشت او اتفاق تلخی برای فوتبال کرواسی به حساب می آید. فتبال کرواسی به استانکو مدیون است و خاطرات خوبی را برای ففوتبال کشورمان رقم زده.

 

پست اینستاگرامی احمدرضا عابدزاده

 

میروسلاو بلاژوویچ

استانکو پوکله پوویچ برای من بسیار عزیز بود. خیلی متاسف هستیم زیرا شاعر فوتبال از میان ما رفت. مهربانی، رفاقت و مستحکم بودن استانکو را به خوبی به خاطر دارم.  استانکو ما را به سوی ایران هدایت کرد. او در پرسپولیس بسیار محبوب بود و 2 جام قهرمانی لیگ ایران را کسب کرد. پس از آن من به ایران رفتم. زمانی که در بیمارستان شهر زاگرب بود پیش او رفتم. من و استانکو یک رابطه دوستی واقعی داشتیم.

 

توییت حسین ماهینی 

 

بهروز رهبری فرد

من به جرأت می‌توانم بگویم فوتبالم را مدیون استانکو هستم. او فوتبالیست‌های زیادی به فوتبال ما معرفی کرد که توانستند تبدیل به ستاره‌های بزرگی شوند. استانکو سال ۷۴ وقتی به پرسپولیس آمد ما هشتم جدول بودیم، ولی قهرمان شدیم و فصل بعد هم آن را تکرار کردیم. او یک انسان کامل و پدری باجذبه بود و فوتبال را به خوبی می‌فهمید و به عنوان یک معلم راه انتقال دانش فوتبال را به بازیکنان بلد بود. استانکو سبک جدیدی از تاکتیک را وارد فوتبال ایران کرد.

 

پست اینستاگرامی ادموند بزیک

صادق ورمرزیار

استانکو یکی از بهترین مربیان خارجی بود که پس از انقلاب به ایران آمده بود. به جرأت می‌توانم بگویم او از بونژاک و سکوموروخوف یکی، دو درجه بالاتر بود و از لحاظ فنی فوتبال ما را متحول کرد. من خوشحالم که زمانی شاگرد استانکو بودم و با این مرد بزرگ کار کردم. دوران طلایی فوتبال ما با حضور استانکو شروع شد و پس از آن ما توانستیم پیشرفت‌های زیادی را به دست آوریم.

 

پست مهدی مهدوی کیا

 

رضا شاهرودی

باید بگویم یکی از تلخ ترین خبرهایی بود که شنیدم. استانکو در پرسپولیس عملکرد فوق العاده داشت و همه بازیکنانی که شاگردش بودند خاطرات خوبی از کار کردن با این مربی دارند. استانکو در پرسپولیس ردپای خوبی از خودش برجای گذاشت و هواداران هیچ وقت او را فراموش نمی کنند. استانکو یکی از بهترین مربیان تاریخ باشگاه پرسپولیس است. و خدمت زیادی به این باشگاه کرد.

استانکو همیشه به من لطف داشت. این مربی در پیشرفت فوتبالم نقش مهمی داشت و چیزهای زیادی از استانکو یاد گرفتم. متاسفانه استانکو در چند سال اخیر بیمار بود و حالا هم در کنار ما نیست. یاد این مربی همیشه در ذهن پرسپولیسی ها می ماند.

 

ناصر محمدخانی

من از طرف پیشکسوتان پرسپولیس به خانواده استانکو تسلیت می‌گویم. او باشخصیت و جنتلمن بود. ادبیات خوبی داشت و با احترام حرف می‌زد. مدت‌ها بود که در فوتبال ما جوانگرایی صورت نمی‌گرفت، اما استانکو آمد و در پرسپولیس جوانگرایی کرد و با یکسری بازیکنان جوان بهترین تیم را ساخت و دو بار پی‌درپی قهرمان شدیم. سبک بازی پرسپولیس را هم عوض کرد و ما مثل دهه ۶۰ هجومی بازی می‌کردیم. واقعاً از شنیدن خبر درگذشتش ناراحت شدم. روحش شاد.