در کودکی او استعدادی بالا در حمل توپ داشت و پدر و مادرش متقاعد شدند که او را به مدرسه فوتبال بفرستند. شاهین سعادت بعد از مدتی روی شانه های خورخه مسی نشست و او را به بارسلون کشاند. او با رکساچ صحبت کرد و فرزند کوتاه قد خود را نشان داد و گفت او استعداد بی نظیری دارد. رکساچ هم قراردادی روی دستمال کاغذی نوشت و ثبت کرد تا مسی آبی اناری شود. مشکل اصلی او بدنی بود و قد کوتاهش و نفس کمش برای بازی فوتبال ساخته نشده بود. او با هوش سرشارش می توانست استاد شطرنج باشد یا روبیکا بازی کند ولی مسی استاد چالش بود و فوتبال را انتخاب کرد. رکساچ هم با کمک چند دانشمند اسرائیلی - یهودی مسی نوجوان را درمان کرد. همین باعث شهرت بیش از پیش ژنتیک کشور اسرائیل شد و مسی کوتاه قد که حداکثر در اوج سن رشد 140 سانت قد می کشید را تا حد کنونی بلند قد کرد. مسی هر روز بهتر می شد و انتظارات از او بالا می رفت تا اینکه برای اولین بار برای تیم اول به صورت تعویضی به میدان آمد. مسی همچنان از نظر آمادگی جسمانی نمی توانست کامل ظاهر شود و این شد که بعضی مکملهای نیروزا به او داده می شد تا او را 90 دقیقه سرپا نگه دارد. کسی که این مکملهای ورزشی را تجویز می کرد دکتر پوزر بود که نقش بی بدیلی در موفقیت های مسی دارد. مسی در بعضی از مواقع بعلت تعدد و توالی بازی های بارسا مجبور بود در وسط زمین از مکمل ها استفاده کند که باعث می شد دچار احساس تهوع شود و بالا بیاورد.
مسی برای ادای دین به متخصصین ژنتیکی که او را احیاء کردند هر سال به اسرائیل می رفت و در کنار دیوار ندبه به عبادت می پرداخت. عده زیادی از مردم جهان توپ طلاهای متوالی او را به حساب ابرقدرت رسانه ای صهیونیست می نویسند که باعث ضایع شدن حق کسانی چون ژاوی و اشنایدر و دیگر مسحقین توپ طلا شد. در کیفیت بازی مسی شکی وجود ندارد. او در طی این چهارده سال مهارت های خود را به رخ همه کشیده ولی نتوانسته برای مردم کشورش نامی بلند دست و پا کند و سربزنگاه همیشه سرافکنده آلبی سلسته و مردم شده. با این حال مسی همین حالا هم یکی از بازیکنان برتر تاریخ است


