هی یادش بخیر چهارم دبستان با همین توشله بازی و کارت بازی ، ازون زرد بزرگا که بالاش عکس موتور و اینا داشت مردود شدم
ولی من توشله ها رو فقط خوشگلاش رو نگه میداشتم رنگای سه پر جیگری ، زرد ، شیریش رو ، قراضه هاش که مثل توپ گلف میشد رو میبرم رو میفروختم ، کلا بیزینسی داشتیم برا خودمون ، ما بیخ دیواری و خونه خونه و دم پر بازی میکردیم بخصوص تو عید همه عیدی ها رو گرفته بودن بازیا داغ بود ، تازه چه فخری هم میفروخیم، دوباری هییییی اون روزا برنمیگرده هی روزگار غیری :)
من نمیدونم چند بسته ( یا شیشه ) پرررررر تیله داشتم، قشنگ 7-8 شیشه 30 سانتی میشدن
بچه بودم فامیلامون میدونستن من خیلی تیله دوس دارم هی واسم جمع میکردن میاوردن
هیچی دیگه، اومدیم تهران همشون گم شدن به جز 3 تا دونه :|
دیدگاهها