خیلی ناراحتم............. اما نمی توانم با وجود کسانی مثل لاجوردی و آدامس خرسی بمانم............. خداحافظ ای کسانی که مرا یاری رساندید و مرا تماشا کردید خداحافظ ........ برای همیشه............... خداحافظ برای تو چه آسان بود ولی قلب من از این واژه لرزان بود خداحافظ برای تو رهایی داشت برای من غم تلخ جدایی داشت . . . طعم ِ خیس ِ اندوه و اتفاق ِ افتاده یک … آه ! … خداحافظ یک فاجعه ی ساده خالی شدم از رویا ، حسی منو از من برد یه سایه شبیه من ، پشت پنجره پژمرد . . . خدا لعنت کند بر واژه ها حتی خداحافظ ! که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ ! سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوانهایم شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ . . . بیخودی متاسف نباش تو آمده بودی که بروی اصلا! تو چه می دانی چه ترسی ست ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ؟ . . . این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ جان شما و خاطره هامان خداحافظ من میروم بدون تو اما دعایم کن در اولین تراوش باران خداحافظ............. خداحافظ............