بزرگ میشیم درس میخونیم و سگدو میزنیم که کار پیدا کنیم

کار پیداکنیم که پول دربیاریم 

پول دربیاریم که بخوریم و زنده بمونیم

بعد ازدواج میکنیم

بچه دار میشیم 

هرروز پا میشیم صبحانه میخوریم میریم سرکار و برمیگردیم خونه بوی قرمه سبزی میخوره به دماغمون(این بدترین مرحله  زندگی یعنی روزمرگی محض)

بچه هامون بزرگ میشن و اونا هم همین سیکلو طی میکنن

عزیز ترین کسامون میمیرن(پدر و مادر)

و بعد ماهم میمیریم

تازه همه اینا به شرط بقاست نه اینکه مث اون دانشجوها سر 20 سالگی بمیری

واقعن چه چرت و پرت