طرفداری - مقایسه روند عملکرد محسن مسلمان از دورانی که آخرین هفته‌های پیش از پیوستن به پرسپولیس را سپری می‌کرد تاکنون که جزئی از برنامه‌های منصوریان در ذوب آهن است ما را با نموداری سینوسی روبرو می‌کند.

مسلمان در زمان خروج از ذوب آهن نه به عنوان یک ستاره که به عنوان یک بازیکن معمولی از ذوب آهن جدا شد و علت آن افت فاحش مسلمان در آن زمان بود. به همین دلیل بود که ذوب آهن در برابر پیشنهاد مالی نه چندان بالای پرسپولیس هیچ مقاومتی نکرد و مسلمان را به پرسپولیس فرستاد.

مسلمان در پرسپولیس با جو جدیدی روبرو شد. اوضاع در پرسپولیس تغییر کرده بود و برانکو اشتیاق جنگیدن را به تک تک بازیکنانش تزریق می‌کرد. در این جو پرشور و دیوانه وار، مسلمان مشتاقانه برای درخشش تلاش می‌کرد و حاصل آن تصاحب قلب هواداران بود.

خروج از پرسپولیس و ایستادن هواداران پشت تصمیم برانکو حاصل روحیات خاص محسن مسلمان بود. دوران افول او از نیمکت نشینی در پرسپولیس آغاز شد و زمانی که او راهی ذوب آهن شد خبری از احیا نبود. این را نمایش محسن مسلمان در ماه‌های گذشته می‌گوید.

منصوریان تلاش می‌کند به مسلمان در ذوب آهن، شخصیت دهد و مسئولیت پذیری را به عنوان بازیکنی باتجربه که باید الگوی جوان‌ترها باشد در او نهادینه کند اما به نظر می‌رسد آن چه مسلمان را دچار افت کرده بی انگیزگی است.

اظهارات امید نمازی در مورد مسلمان و این که او کم کاری می‌کرده و نمی‌گذاشتند او را کنار بگذارد شاهدی بر این مدعا است. بعید به نظر می‌رسد بازیکنی چون مسلمان با سال‌ها سابقه فعالیت حرفه‌ای قصد کم کاری عمدی داشته باشد و آن چه نمازی آن را به کم کاری تعبیر کرده از بی انگیزگی برای دویدن، درگیر شدن و پیروزی نشأت می‌گیرد و نه از یک تصمیم ارادی.

این موضوع اکنون می‌تواند یکی از چالش‌های مهم علیرضا منصوریان در ذوب آهن باشد. اگر او بتواند میل به جنگیدن را در مسلمان احیا کند می‌تواند از وجود او به طور ایده آل بهره مند شود در غیر این صورت مسلمان در نیم فصل دوم چیزی بیش از سایه‌ای از نام بزرگ خود نخواهد بود.