به طور اتفاقی به مطلب کاربری برخوردم که از استرس گفته بود، استرس بابت آینده موهوم و اینکه شغلش چه خواهد بود. میخوام از تجربه خودم درباره نگاه نسلهای بعد از خودم به مقوله شغل بگم. من مدیر و مشاوره مالی پنج تا شرکتم، برای بعضی موقعیت‌های شغلی آگهی میدم که نیروی حسابدار بگیرم، استثناها رو کنار بگذارم اکثرا فکر می‌کنند اولین کار بعد از تحصیلات دانشگاهی باید تمام و کمال همه زندگی رو تامین کنه. حاضر نیستند با حقوق کمتر از چیزی که مدنظرشان هست کار کنند. تجربه‌ای که می‌تونن بدست بیارن و بعدا پیشرفت کنند رو لحاظ نمی‌کنند، نگاهشان ایده آلیستی و تمامیت خواهه. من دانشجو که بودم کار می‌کردم، هر کاری از آژانس تا کارگری کارخونه، برای اینکه پول دربیاری و تجربه پیدا کنم، زیاد طول و تفصیلش نمیدم، جان کلام اینکه از کار کردن نترسید و بروید تو دل کار، تو کار موقعیت بهتر هم پیدا میشه