«گنج قارون» که اکرانش روز ۲۶ آبان ۱۳۴۴ در سینماهای اونیورسال، میامی، ایران، تهران، سیلوانا و آستارا آغاز شد، اثر سیامک یاسمی بود. هزینه تقریبی تولید فیلم، ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان بود و فروش اکران اول آن در تهران یک میلیون تومان. آنونس فیلم خبر از «فیلمی باشکوه با هنرمندی هنرمندان بزرگ سینمای ایران» میداد: فردین، فروزان، ظهوری، شباویز و آرمان در نقش قارون ثروتمند مشهور. با آغاز هفتۀ پنجم نمایش گنج قارون در آگهی منتشر شده در اطلاعات و کیهان بین این فیلم و سایر آثار سینمای جهان قیاس کردند: «بن هورها، ده فرمانها، سنگامها در مقابل گنج قارون، این اثر جاودان سینمای ایران به زانو درآمدند.»
«نزدیک به دو و نیم میلیون تومان بلیتفروشی در سینماهای تهران در عرض یک سال و نیم! این فروش، گرچه هواداران سینمای اصیل نپسندند و گرچه امروز چندان رقمی به نظر نیاید، برای یک فیلم بازاری و کمهزینه، باید حادثهای به حساب آید. تصور کنید که تهران آن روزها نزدیک به یک و نیم میلیون جمعیت داشت و قیمت بلیت از ده تا بیست و پنج ریال بود. از این گذشته، فروش فیلم در شهرهای دیگر و در نوبتهای پرتعداد نمایش بعدی در این برآورد محاسبه نشده است. از یاد نبریم که یک سال پیش از آن، فیلم هندی سنگام هر دو رکورد (تعداد بینندگان و رقم فروش) را تا آن هنگام شکسته بود. این دو فیلم از یک نظر دیگر هم قابل مقایسه هستند، بسیاری را آن روزها میدیدم که با افتخار میگفتند: گنج قارون یا سنگام را ده، بیست و حتی پنجاه بار دیدهاند. در مدرسۀ ما کسانی بودند که دو به دو روبهروی هم نشستند و آهنگهای سنگام را باز میخواندند. سنگام و گنج قارون بسیاری از مردم فرودست جامعه را سینمارو کردند.»
در شرایطی که یکی از اصول «انقلاب سفید» فرمایشی سال ۱۳۴۱ سهیم کردن کارگران در منافع کارگاههای تولیدی و صنعتی بود، علی بی غم (با شمایل تیپیک فردین) الگوی طبقۀ کارگر و قشر محروم جامعه میشود و این فرصت را در مقام یک قهرمان پیدا میکند که میاندار مجلس شود و راه به راه با آواز خواندن و اعتراض حقطلبانۀ فردی شعار پیامهای اخلاقی و عدالتخواهانهای از این دست بدهد: «ما کم میخوریم و گرد میخوابیم، از همۀ پولدارا هم آقاتریم.» / «من یکی زندگی فقیرانه مو به تمام گنج قارون نمیدم.» / «یکی از زور سیری داره میمیره، یکی پاورچین پاورچین میره گشنهاش نشه.» / «گنج قارون نمیخوام، مال فراوون نمیخوام...بهر ما یه گوشه کوچیک این دنیا بسه، لقمهای نام و گلیم پارهای ما را بسه...»
اما «گنج قارون» برای مخاطب امروزی چه جاذبهای دارد؟ آن جامعهای بود که ۱۲ سال بعد از کودتای ۲۸ مرداد و ۲ سال پس از سرکوب قیام ۱۵ خرداد به نوشتۀ تهماسب صلحجو، حرف و حضور علی بی غم که از رندی و آزادگی میگفت، بر دلش مینشست، اما جامعۀ سال ۱۳۹7 چه؟ امیرحسین جلالی، روانپزشک پیشنهاد داده اگر کسی هوس کرد گنج قارون را بازسازی کند باید بداند که آن را در «گروه هنر و تجربه» اکران کند! چون «بعید است سینماداری زیر بار نمایش این فیلم در سال ۱۳۹۴ برود. شاید هم باید همراه با حذف برخی صحنهها و جایگزینی آن با چیزهای دیگر، دیالوگها و ترانهها را به روز کرد. تصور کنید علی بی غم را که میخواند: «گنج قارون رو میخوام/ مال فراوون رو میخوام!» به عبارتی در ورسیون امروز گنج قارون اگر بخواهد بفروشد قهرمان باید قارون باشد و رفتار علی بی غم نکوهش شود.»
لینک آهنگ گنج قارون : https://share.tarafdari.com/show/10412
و در آخر برای مشاهده هر تصویر در اندازه واقعی بر روی عکس دلخواه کلیک کنید



