از صبح تا وقت خواب يسره گريه ميکنن و هی ميگن بانوی من و سرورم و اين زن عموی بابام انقد باهاشون حس ميگيره که يا گريه ميکنه يا حتی فحش ميده بهشون :))
پ ن : عموی بابام بچه نداره و من فرزند خوندشونم ، البته خونه خودمونم ميرم ولی به پدر مادر واقعيم حسی ندارم


