روزی در خانه ی ملا دزد آمده بود و یک سینی قیمتی را از صندوقخانه دزدیده بود . اهل خانه همه جمع شده بوند و هریک تقصیر را گردن دیگری می انداخت .

زنش می گفت : تقصیر ملا بوده که در خانه را قفل نکرده . پسرش می گفت که تقصیر مادر است که در صندوق را باز گذاشته ، و دخترش می گفت که تقصیر همسایه هاست که خبر ندادند . خلاصه هرکس تقصیر را گردن کسی می انداخت . ملا گفت : معلوم می شود که جناب دزد هیچ تقصیری نداشته !