سلام یه مسئله ای هست شاید شما بتونید راهنمایی کنید
من از اینکه مسائل رو ساده و پیش و پا افتاده میبینم خسته شدم، از اینکه خیلی وقت ها نمی فهمم ، یا درکم اینقدر ساده انگارانه است دارم دیوونه میشم. بدیش اینه اطرافیانم هم همینطورن
از اینکه بیشتر زمانم تو طول روز صرف شبکه اجتماعی میشه خسته شدم . اینقدر واسه خبرهای سطحی ذهنم رو درگیر میکنم مثل شاخ های اینستا حس میکنم از حقیقت وجودم بازماندم.
مثلا مسئله اقتصادی فقط یه چیزایی میدونم طوطی وار تورم بیکاری رکود ولی همین که نمیتونم روابطشان رو درک کنم اینکه منشا رو ببینم نه نتیجه رو برام سخت شده دارم مثال عرض میکنم که احیانا تورم ناشی از چی بود و چه رابطه ای احتمالا با سیاست فلان دولت داشت و چقدر به جهان ربط داره.
یا چرا آدم ها بعضی کارها رو انجام میدن چرا جوان ما باید قلیون بکشه و جالب باشه واسش یا چرا آدم ها اینقدر تو زندگی تلاش میکنن در صورتی که آخر سر میمیرن نام نیک به چه دردشون میخوره یا چرا اینقدر برخی اینقدر ظلم میکنن مثل هیتلر.
بعضی وقت ها به خودم میگم 99.99درصد کارهام از رو عادته نمیفهمم چرا ولی انجامشون میدم غریضی مثل ترسیدن انگار قدرت تفکر و تحلیل من رو ازم گرفته باشن انگار انداخته باشنش تو یه صندوقی و دستم بهش نمیرسه مثل یه مورچه یا زنبور روز ام اون جوری شده رفتن بیرون از لونه پیدا کردن غذا و برگشتن تو لونه .
خواهشها بهم بگید شما چطوری اینقدر می فهمید؟درک میکنید و شب راحت سر رو بالشت می ذارید.


