به پاسپورتهایمان که نگاه میکنیم، سرمان پایین میماند. تار و سه تارمان به دست کسانی افتاده که فالش میخوانند. بزرگترین کارگردان مملکت مان درگیر دفع و کفن زنانهترین زن جبهه روشنفکری کشور است و هامون هایمان، ما مردم حاضر در سینما را بی سواد میخواند. دروغهای معصومانه برای فرار از قلعه دل سر به افلاک دارد. باد شرقی خنکی وزید که باز هم برگردیم به اعتدال و خود باوری نه دیگر بینی. با این حال در این ایام اخیر ورزش سبب شد سینههایمان کفتری شود. غرور اما نه در مکتب سالارهایمان مانند تختی جایی داشته نه در مردان توپ و تور.
راستش را بخواهید ته دلمان حالمان آنقدر هم خوب نبود. حالمان اما حالا باور کنید، خوب است. دل دیگر خاکستری نیست. وقتی میبینیم مایکل اوون برای ما دل میسوزاند یعنی کاری کردیم کارستان. زیر دین هیچکس نرفتیم. آنها باید دین ما را بپردازند. درست است که تاریخمان پر است از دشمن تراشی اما ما و سقف ملکوت فقط یک سوت فاصله داشتیم. قشنگ ترین خیال ممکن بود که مقابل گران قیمتهایی مانند دی ماریا و هیگواین قیمتی شویم. حالا بها یوزهای فارس هم بها زعفران زاوه و گلاب کاشان است. با درصد خلوص ۱۰۰. گلدان کیروش در بهترین زمان ممکن گل داد. هرز زیاد دور و برش بود. نیشخندهای خار واری از رئیس فدراسیون شنیدیم اما کیروش باغبان بزرگی بود.
خشم هنجره کیروش بی دلیل نبود. او ۲۲ آس رو کرد. چه اهمیّتی دارد که با ارزشترین بازیکن دنیا آخرای جنگ را برد. در کدام قصه ما مردم کلاغها به خانه رسیدند. ما را یک دریبل کشویی مسعود شجاعی بس بود. یک، یک پا دو پا پولادی بس بود. قانع بودیم اما مرد پرتغالی چند سال بین ما زیست و ایرانی نشد. خیلی خوب میدانست که ضرب المثل "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" ما جماعت، مزخرف است. حالا مسی برای بردن ما در دقایق آخر باید جامه از خود بدرد. دی ماریا تیک تاک ساعت را باید بکشد تا از ما امتیاز بگیرد. از هر جنبه نگاه کنیم ما مردانه بردیم. ساعتها برنامه تلویزیون باید ساخته شود تا کاری که علیرضا حقیقی کرد را بازتاب دهند. او ثابت کرد که ما مردم همیشه کاپشنهایمان پاره نیست. میتوانیم با دستکشهای ساده لوو یاشین در سال ۲۰۱۴ به میدان برویم اما رعنا و جذاب هم باشیم.
حالا در سایههای سرد شب نیستیم. حالا روی استیج بزرگترین کارناوال دنیاییم. از برج عاج به تاریخ مینگریم. به همه آنهایی که ما را بازنده خوانده اند. از دلقکهای که نقاب لبخند به صورت زدند و در پشت صحنه برنامه تلویزیونی از دی ماریا گفتند. دی ماریا پیشکش به شما. شما بی نور خواهید ماند چون به شاگردان خودتان هم ایمان نداشتید. کویر خشک دل شما گلهای مثل آندو و سید جلال ندارد. حالا کسی هنگام هنرنمایی ما از صندلی پا نمیشود. حالا گری لینکر و اولیور کان منتظر صعود ما هستند. چشم جهانی حالا نگران ما است. این یعنی دیپلماسی کیروش. او ما را اروپایی کرد و امثال کان را ایرانی!



