( بنده عینا کپی کردم،میتونید نظرات و نقدهاتون رو با خود شخص جناب شیخی از طریق آی دی تلگرامشون در میون بذارید،با سرچ اسمشون به صورت فارسی هم آدرس پیج اینستاگرام و توییترشون در دسترس خواهد بود).

?نزاع پانترکیسم و پانکردیسم در استان آذربایجان‌غربی

✍هوشنگ‌شیخی 

⭕️در این نوشتار برای بررسی متقابل متن و زمینه(text and context) و مطالعه عینیت یافتن و بیرونی شدن دو گفتمان‌ پانترکیسم و پانکردیسم؛ نسبت این دو گفتمان در استان آذربایجان‌غربی که در کنش برخی از جریانات و فعالان این ناحیه نمود یافته‌اند به طور اجمالی تحلیل می‌شود. 

⭕️براساس اصول غیریت(otherness) و ضدیت دو گفتمان مذکور در دو سطح تقابل نظام معنایی درونی با غیرها و دشمنی‌سازی بیرونی شاهد برجسته‌سازی و به حاشیه‌رانی هستیم. این استراتژی‌های گفتمانی براساس انسداد(closure)معنایی ترک‌بودگی و کردبودگی در گفتمان‌های مربوطه انجام می‌شود. عینیت یافته آن در پانترکیسم زمانی است که با توسل به اسطوره گرگ خاکستری در نظام معنایی خود، غیرهای درونی یعنی ترک زبانانی که به پانترکیسم قائل نیستند "مانقورد"(گرگ ناقص) محسوب می شوند و یا آن ها را "ساتقین"(خائن)نام می‌نهند.  همان‌چیزی که در نظام معنایی پانکردیسم برای غیرهای درونی‌ که به آن قائل نیستند از "جاش"(کره‌الاغ) و یا غیرکرد و خوفروش(خودفروخته) استفاده‌می‌شود.  ‌  ⭕️در سطح بیرونی و دشمن‌سازی برای ستیهندگی(آنتاگونیسم) دو گفتمان در استان آذربایجان‌غربی یکدیگر را به چشم دشمن می‌بینند که با توجه به ادعاهای ارضی یکدیگر را اشغالگر و مهاجر خطاب می‌کنند و در این بین به خوانش سوگیرانه و ایدئولوژیک تاریخ هم دست می‌یازند. 

⭕️از آنجاکه گفتمان‌ها غیر را به حاشیه می‌رانند و خود را برجسته می‌کنند. پس در عرصه میدانی در استان مذکور هریک درپی به حاشیه‌راندن دیگری و برجسته ساختن خود است. اما حاشیه‌رانی غیر هر اندازه شدید باشد هم نمی‌تواند دیگری را به طورکلی از عرصه رقابت‌ها محو کند بلکه همواره امکان بازسازی و بازگشت سرکوب‌شدگان وجود دارد. پس هیچ‌یک دیگری را محو نمی‌کند و بلکه در بزنگاه‌های مختلف همانند انتخابات، رخدادهای فرهنگی و اجتماعی و یا تغییر در قدرت حاکمه رخ می‌نماید. 

⭕️در تحلیل ستیهندگی موجود می‌توان گفت بواسطه قدرت بیشتر پانترکیسم که ناشی از قدرتمندتر بودن حامیان بیرونی و امکانات داخلی بیشتر است قدرت در دست پانترکیسم بیشتر از پانکردیسم است. البته این بدان معنا نیست که پانکردیسم فاقد قدرت است چراکه قدرت در مفهوم موردنظر این تحلیل چیزی نیست که "در دست بعضی‌ها هست و در دست بعضی‌ها نیست" بلکه قدرت جامعه و سوژ‌ه‌ها را تولید می‌کند و به طور مشخص در حوزه گفتمان‌های مذکور "قدرتِ تعریف کردن و تحمیل این تعریف در برابر هرآنچه آن را نفی‌ می‌کند" قدرت نام دارد. 

⭕️هر دو طرف اعمال قدرت می‌کنند اما پرواضح است باتوجه به تبارشناسی هر دو می‌توان گفت این پانترکیسم است که قدرت بیشتری دارد اما این قدرت لزوما به حذف دیگری منجر نمی‌شود. گرچه پانکردیسم به چالش و حاشیه کشیده می‌شود و بی قراری(dislocation) رخ می‌دهد اما با توجه به تفاوت بنیادین عناصر(elements)و وقته‌های(moment) هر دو گفتمان؛ این چالش و به حاشیه رانی خود فرصتی برای مفصل‌بندی (articulation) و صورت‌بندی(formation) و هویت‌یابی جدید گفتمان پانکردیسم است. به طوریکه هر دو گفتمان پانترکیسم و پانکردیسم علاوه بر رقابت، به عنوان بیرونیِ‌سازنده(constitutive outside) در ایجاد و شکل‌گیری یکدیگر هم نقش ایفا می‌کنند.  البته در سطح تاکتیک و حتی استراتژی گفتمانی مشابهت هایی با یکدیگر دارند به طوریکه اساسا مشارکت‌کنندگان هر دو گفتمان بالکل منکر پان بودن خودشان هستند و خود را بیشتر تحت عنوان مجعول و بی‌معنای ناسیونالیسم قومی، هویت طلبی و یا نهایتا قوم‌گرایی دسته بندی می‌کنند. همچنین در استراتژی های به حاشیه‌رانی، برجسته‌سازی، غیریت‌سازی، دگرستیزی و حتی برچسب‌زنی هم اشتراکات فراوانی دارند. 

⭕️با توجه به اینکه معانی طرد شده از دال‌ها که عموما ذیل هویت ملی ایرانی هستند؛ سرریز معانی به گفتمان هویت ملی می‌ریزد و در عین حال تبدیل به حوزه گفتمانگونگی(field of discoursivity)  این دو گفتمان هم می‌شود. در اثنای ستیهندگیِ محلیِ دو گفتمان در راستای بهره‌برداری سیاسی؛ ادعاهای ارضی، تحریف نام شهرها و روستاها و همچنین به چالش کشیدن گفتمان هویت ملی و یکپارچگی ملی رخ می‌نماید. همچنین نمودهای آن در خطاب شدن مردمان و گویشوران یک زبان در این ناحیه به عنوان ملت‌‌ است که علاوه‌بر تشکیلات تجزیه‌طلب "کنگره ملیت‌های ایران فدرال"، نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی هم از همزبانان‌شان به‌عنوان ملت نام می‌برند ملتی غیر از ملت ایران! به طوریکه این نمایندگان هم در موقعیت سوژگی(subject position) هستند و در احاطه گفتمان‌ هژمون پانترکیسم یا پانکردیسم نه به عنوان سوژه خودمختار بلکه در احاطه آن‌ها عمل می‌کنند. در نتیجه هر دو گفتمان از نظرگاه سیاسی به مثابه دو لبه یک قیچی عمل می‌کنند که نتیجه عینی فعالیت‌های‌شان واپسماندگی این استان است.

ادرس کانال تلگرام: @sheykhi

آی دی شخصی تلگرام@hoshangsheykhi