حالا خیلی حرفها پشت سر این شاه شهید می زنند و هزار جور اسناد و بهتان بهش می بندند، اما...از شما چه پنهان، در آن عهد و زمانه... بدون عایدی سرشار نفت که در تاریخ ایران سابقه نداشته- و معلوم نیست کدام دولت فخیمه سگ خور میکند- دولت افلاس نامه صادر نکرده بود... بدون سرتیپ ها و امیرلشکرهای مرزپناه گریزپا کسی جرئت نمی کرد به سرحداتش دست اندازی بکند. بدون متخصصین تبلیغ وطن پرستی... مردم به مرز و بوم خودشان بیشتر علاقه داشتند. بی آنکه شب شش بگیرند و اسم میهن شان را عوض بکنند، انگار که شهرت و آبروی این آب و خاک در نظر خارجی ها خیلی بیشتر از حالا بود. برای تعلیمات عمومی پستان به تنور نمی چسباندند، اما هم مردم باسواد بیشتر از حالا پیدا می شد و هم خیلی بیشتر کتاب حسابی چاپ می کردند. ظاهرٱ چوب تکفیر برای تریاک بلند نمی کردند، اما وافوری خیلی کمتر از حالا بود... باری هنوز جزیره بحرین را به ارباب واگذار نکرده بودند... هنوز شاه بابا حق کشتیرانی در دجله و فرات را از دست نداده بود... و برای تمدید قرارداد نفت جنوب هم مردم را دور کوچه نرقصانده بود، اما در عین حال، اسم خودش را هم کبیر و نابغه عظیم الشان نگذاشته بود... خلاصه اینکه حساب و کتابی در کار بود، هنوز همه چیز مبتذل نشده بود، مردم به خاک سیاه ننشسته بودند و از صبح تا شب هم مجبور نبودند که افتخار غرغره بکنند... و از شما چه پنهان، مثل این بود که آبادی و آزادی و انسانیت هم یک خرده بیش از حالا پیدا می شد. (توپ مرواری، صادق خان هدایت)

(توپ مرواری، صادق هدایت)
۵۲۱ بازدیدشنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۳:۵۹


