1) مهم‌ترین دلیلِ عملکرد مثبت تیم ملی، روحیه‌ی "تیم" بودن است. کی‌روش با قدرت و تجربه‌ی کم‌نظیر خودش توانسته تیمی واحد با اراده‌ای فولادین بسازد و به قول دوستی شعار معروف "یکی برای همه، همه برای یکی" را در تیم ملی عملی کند. کمتر پیش آمده که ایرانی‌ها این‌چنین به نماینده‌ی خود معتقد و امیدوار باشند و این معجزه‌ی بزرگِ کی‌روش است. حالا دوباره پوشیدنِ پیراهن تیم ملی ارزش و افتخار دارد و بازیکنان برای "ملت" بازی می‌کنند و البته کلید دستیابی به این معجزه از بین بردن "من"ها و تبدیل به یک "ما"ی واحد شدن، برای هدفی مشترک است. حالا در میانه‌ی راهِ این تیم و پیامبرش، جایی که فاصله با موفقیت زیاد نیست، ملتِ این تیم به شکستنِ کاسه کوزه‌ها بر سر یک نفر و مقصر جلوه دادنِ او روی آورده. و هرچه فکر می‌کنم رفتاری سخیف‌تر این نمی‌توان در مورد این تیم داشت. 2) در این تیم بیشتر از همیشه رنگ‌ها فراموش شده و جای خود را به غرور و شرافتِ ملی داده‌اند. اما تماشاگر ایرانی که در شکست انگلیس و اسپانیا هم مقصر را "لیورپولی‌ها" و "رئالی‌ها یا بارساییها" می‌داند، در تیم ملی هم به‌خاطر استقلالی بودن (یا ضد قلعه‌نویی بودن)، با جواد نکونام دشمن است. البته رفتار این‌ها چندان جای تعجب ندارد. از کسی که در مورد انگلیس و ایتالیا و اسپانیا که هیچ ربطی به او ندارند این‌گونه جانبدارانه نظر صادر می‌کند، چه انتظاری می‌توان داشت وقتی قرار است تحلیلش(!) را از بازی ایران که به نحوی خود را در تیم سهیم می‌بیند ارائه کند؟ این‌ها همان‌ها هستند که در گذشته با پرچم پرسپولیس و استقلال به ورزشگاه می‌آمدند و تیم ملی را تشویق می‌کردند. 3) عملکرد فنی جواد نکونام البته کاملا قابل دفاع است. کافی است صحنه‌ی گل را بی‌غرض نگاه کنیم. بعد از اشتباه نکونام و توپی که لو رفت، توسط هر دو تیم در مجموع ۲۵ضربه به توپ می‌خورد و بعد توپ گل می‌شود. کاپیتان‌جواد در هر دو بازی ایران بیشترین تعداد پاس را داده. در بازی با آرژانتین، از نفرِ دوم جدول پاس‌های ایران، ۳۰درصد بیشتر پاس داده. در بازی فشرده و سنگینی که تیم حریف صدبرابر از شما قوی‌تر است پاس اشتباه دادن چیز عجیبی نیست. مخصوصا اگر قرار باشد دوبرابر میانگین تیمت پاس بدهی. کاپیتان‌جواد در کنار تیموریان در مجموع دو بازی دونده‌ترین بازیکن تیم بوده و در هر دو بازی بیش از ۱۰ کیلومتر دویده است. 4) کاپیتان تیم ملی بیش از 150 بازی ملی دارد و بارها ناجی تیم ایران بوده. او تنها بازیکن تیم است که سال‌ها در سطح اول فوتبال اسپانیا توپ زده و از هر نظر باتجربه‌ترین بازیکن ایران است. پایان: نقطه‌ی قوت این تیم این است که مثل ادوار گذشته بازیکنی ندارد که "در چشم دیگری نگاه کند ولی پاس ندهد". این تیم تمامِ منم منم های ایرانی را، رحمتی و عقیلی را، در ایران و کنار دست قلعه‌نویی و حمید درخشان جا گذاشته. این تیم خیلی‌ها را در ایران نگه داشته و به این مسابقات رفته و دارد کاری می‌کند که هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد. چه خوب می‌شد اگر کارلوس کی‌روش دو سه همکار دیگر هم داشت که روزی چند ساعت در تلویزیون با مردم حرف بزنند. شاید مردم هم بتوانند حداقل برای دو هفته خصلت‌های عجیب و غریب خود را کنار بگذارند. (برگرفته از خبرگزاری پارس فوتبال)