اینجا ایران است. برنده یا بازنده سر من از خجالت پایین است. عجایب آنقدر تکرار شده که مثل یک سریال Reality Show میماند و دیگر کسی را شگفت زده نمی کند. اینجا کسی از احترام خبری نمی گیرد. از تاریخ پربار و بی انتهای این کشور تنها فتوحات و نقشه ای یاد می شود و اسمی از فرهنگی که نابود شده برده نمی شود. امشب باز به بهانه تماشای بازی ژاپن (تنها تیمی در آسیا که فوتبال آن را دنبال میکنم) بازی تیم ملی ایران را هم دیدم. حرف ها و بحث های تاکتیکی و فنی و بازی زیاد گفته و شنیده می شود اما من دوست دارم به چیز دیگری بپردازم؛ شرافت. از همان ابتدای بازی در تک تک صحنه ها بازیکنان ژاپن به هر دلیلی خطا شد و در تک تک همان صحنه ها توسط بازیکنان ایران به داور بازی اعتراض شد در حالی که فوتبالیست های ژاپنی هدفی جز فوتبال بازی کردن نداشتند. نه دنبال تغییر جو بازی با هیاهو وهوچی گری بودند و نه علاقه ای به وارد شدن به جنگ های روانی بازیکنان و مربی ایران. با احترام به حریف بازی کردند و مقتدرانه و لذت بخش پیروز شدند. خدای من!!!! دیگر چه چیزی لذت بخش تر از این برای یک طرفدار فوتبال است؟؟؟!!!! در عوض پدرم با تاسفی عمیق سرش را پایین انداخته بود. نه از باختی مفتضحانه بلکه از هنرنمایی های سردار آزمون! درست مثل بازی پرسپولیس - کاشیما آنتلرز که همه چیز را یکجا باختند، امشب هم کم نگذاشته و باز لکه ای ننگ در کنار این نام و پرچم باقی ماند. حال شاید بگویید که جوان هستند یا در حین بازی کنترل احساسات سخت است اما کیلومترها اینطرف تر خائنانی جلوی روی یک کشور در کشیدن دستمال روی کل این خراب کاری ها هستند. مرگ فوتبال ملی آنجاست که بدون آنالیز و عیب یابی توسط متخصصان این رشته خیابانی نظر به برکناری یا ابقای مربی تیم ملی بدهد یا نوچه های خیابانی و فردوسی پور تحلیلگر مسائل فوتبالی شوند. کاش می توانستم بار سفر ببندم و برای همیشه این خاک را ترک کنم. اینجا شرافت مرده. کاش من هم یا می مردم یا می توانستم بروم.

شرافت (در نبودش، زندگی کمترین اهمیتی ندارد.)
۶۲۴ بازدیددوشنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۷:۵۲


