طرفداری - پیروزی و شکست، دو روی سکه فوتبال هستند. در هر نقطه از جهان و در هر تورنمنتی. با این حال همه تیمها همیشه به یک شکل شکست نمیخورند. گروهی نتیجه را واگذار میکنند و گروهی علاوه بر نتیجه، نقش اول تصاویری هستند که دیدن آنها در وجود ما حس افتخاری ایجاد نمیکند.
ایران در زمین العین، ۳ گل از ژاپن خورد و حذف شد و فرصت بازی در فینال جام ملتهای آسیا را از دست داد. این شکست به معنای باز شدن زخمها و دردهای عمیقی بود که کلمات و رفتارها روی دل بسیاری از هواداران و اهالی فوتبال گذاشته بودند.
در ماهها و شاید سالهای آینده زمانی که از بازی ایران-ژاپن صحبت میشود صحنههایی که به یاد میآوریم ترکیبی از اشتباه مرگ بار روی گل اول است و صحنههایی که تیم باشخصیتی نبودیم. اعتراض مداوم به داور، صحنه تاریخی خفه کردن بازیکن حریف و سایر صحنههایی که در آن خشونت است و خشونت.
در زمانی که همه چیز بحرانی میشود تنها تمرکز و خونسردی و حرکت در مسیر منطقی برای عبور از بحران افاقه میکند اما ایران در بازی با ژاپن، تیمی عصبی و آماده جنگ بود. این خشونت پس از دریافت گل اول شدیدتر شد. گاهی رامین رضاییان با آن چهره گر گرفته و بی اعصاب نماد عدم تمرکز بود و گاه سردار آزمون که رفتارهای بچگانهاش از هیس نشان دادن در صفحه شخصی شروع میشود و به زمین مسابقه میرسد.
آنها این خشونت را از جایی روی نیمکت وام میگرفتند. جایی که تهی از خویشتن داری بود و نتیجهاش دو دسته کردن هوادارانی که گاهی حس میکنید طرفدار تیم ملی کی روش و تیم ملی غیر کی روش هستند و در این میان، نامی از ایران نیست. کی روش ۸ سال خدمت کرد اما ارزش یک فیلم خوب با یک پایان بد زیر سؤال میرود و این داستان کی روش است.
پس از پایان دیدار ایران و ژاپن بیش از این که بابت نتیجه سرافکنده باشیم بابت فقدان شخصیت سر در گریبان بودیم. بازی جوانمردانه و متکی بر احترام به حریف، داور و تماشاگران همیشه از پیروزی مهمتر است. الهه بازی جوانمردانه ایران را مجازات کرد. ما به تیم ملی "متین" تری نیاز داریم.



