جوزپ گواردیولا

مارس 2009

یک سال پیش، یکی از فراوان معاونان باشگاه بارسلونا طی یک مراسم ناهار در نیوکمپ به این فکر می‌کرد که شاید بد نباشد پست مربیگری باشگاه را به پپ گواردیولا بدهند. ایده عجیبی به نظر می‌رسید. گواردیولا سی و هفت سال داشت و هرگز باشگاهی در سطح حرفه‌ای را مربیگری نکرده بود. حال آنکه صحبت در خصوص بزرگترین باشگاه جهان بود. زن گفت بله او تجربه ندارد، و چُرت برخی را پراند. با این حال گواردیولا یک کاتالان است و به اینکه بارسا قصد دارد یک مربی کاتالان داشته باشد. آن زن افزود، جدا از همه این‌ها، ویکتور والدز هم دروازه‌بانی در کلاس جهانی نیست، و تنها به خاطر کاتالان بودن این پست را گرفته است. 

 معمولا چیزی در مورد مکالمه‌های این‌چنین نمی‌نویسم چون به نظر آن زن در حال خیال‌بافی به نظر می‌رسید. اما چند ماه بعد گواردیولا به آن شغل رسید. او تیم خسته فصل قبل را به تیمی تبدیل کرد که به قول آریکو ساکی زیباترین بازی‌های سال‌های اخیر را نمایش می‌داد. ماه آینده گواردیولا با بایرن مونیخ در یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان روبرو خواهد شد. شاید تنها بارسلونا بتواند مانع قهرمانی یک تیم انگلیسی در لیگ قهرمانان شود. انتصاب گواردیولا دو درس برای هر مجموعه‌ای دارد: اینکه چطور رئیسی را باید انتخاب کنند و آن رئیس چطور تیم خود را انتخاب کند.

نکته کلیدی در مورد گواردیولا این است که از زمان تولد با بارسلونا شناخته می‌شود. از سانتپدور روستایی کاتالان می‌آید که مردم آن به زبانِ ممنوعه در دوره ژنرال فرانکو صحبت می‌کردند. وقتی سیزده سال داشت راهی لاماسیا شد که جایی برای نسل بعدی باشگاه در زمینی در کنار استادیوم اصلی است. بیشتر عمر خود را در حوالی نیوکمپ گذارنده است. جیمی برنز در کتاب خود "بارسا: اشتیاقِ مردم" می‌نویسد هنوز مردم محلی به یاد دارند که پسرک توپ‌جمع‌کن پانزده ساله‌ای لاغراندام به طور غیرقانونی وارد زمین شد و در جریان نیمه نهایی لیگ قهرمانان سال 1986 (بارسا در پنالتی گوتنبرگ سوئیس را برد) بازیکنان تیم را بغل کرد. او را به عنوان یک بازی‌ساز لاغر به یاد دارند که در بالکن ساختمان دولت منطقه کاتالونیا جام قهرمانی اروپا را در سال 1992 بالای سر برد و به زبان کاتالونیایی گفت Ja la teniu aquí "حالا اینجا است". این جمله مردم را دیوانه کرد چون تعمداً مانند جمله Ja soc aquí "حالا اینجا هستم" بود؛ جمله‌ای که جوزپ تارادلاس رهبر کاتالونیا پس از سال‌ها تبعید در خاک فرانسه وقتی پس از مرگ فرانکو به بارسلونا بازگشت به زبان آورده بود.

گواردیولا که خود پای ثابت اشعار به زبان کاتالونیایی است، دلاوری بی‌نقص با شخصیتی شبیه به ناسیونالیست‌های قرن نوزده است. کَلبی‌ها1 چنین چیزی را افسانه می‌دانند. بیشتر هواداران بارسلونا همیشه آرزو داشتند که افسانه روزی به عنوان یک مربی لاغر بازگردد هرچند انتظار نداشتند این اتفاق تا این اندازه زود رخ دهد. پیش زمینه مهم است چون به گواردیولا کمک کرد تا باشگاه را طبق اصول اولیه خود پیش ببرد. خوان لاپورتا رئیس باشگاه به یک شریک تجاری گفت دنبال کسی بودم که راه بارسا را درک کند. کسی بهتر از او نمی‌توانست این را درک کند. راه بارسا هجومی با استفاده از تمام گوشه‌های زمین است؛ چیزی که مرد هلندی یوهان کرایوف با خود به بارسلونا آورد. به گواه گواردیولا، کرایوف رنگی به دیوارهای باشگاه زد که مربیان بعدی باید آن را زنده نگه می‌داشتند و در تلاش برای بهبودش بر می‌آمدند.

رسانه‌های محلی موافقند. با هدایت باشگاه، با توجه به ریشه‌ها در حالی که عملا عضوی از آن ریشه است، گواردیولا رضایت حداکثری هوادارانی را جلب کرد که همواره منتقدان خستگی‌ناپذیری در بین‌شان وجود داشته است. چیزی شبیه به این بود که یک کمپانی جرات کند و کسی را از سطوح پایین به ریاست برساند تنها به دلیل اینکه همگان او را دوست دارند و او کمپانی را به خوبی می‌شناسد. رویه در موارد مشابه این است که به عنوان مدیرعامل یا سرمربی، یک ستاره را از بیرون بیاورند؛ کسی که سعی کند با دگرگون کردن فرهنگ سازمانی کمپانی بزرگی که منحرف شده، اوضاع را بهبود دهد. ژوزه مورینیو برای مثال که با چلسی به افتخارات زیادی رسید اما هیچوقت به خاطر تاکتیک‌های دفاعی در انگلستان آنطور که باید و شاید پذیرفته نشد. وقتی چلسی دست از بردن برداشت، مورینیو مجبور به خروج شد.

بازیکنان بزرگ از گواردیولا حرف‌شنوی دارند چون می‌دانند که هیچ شانسی برای کنار زدن او ندارند. آن‌ها به فرهنگ سه صفحه‌ای قوانین اخلاقی که او پیش از شروع فصل نوشته پایبند هستند. یا اینکه به جایی که او برایشان در نظر گرفته در زمین مقیّد هستند. یا وقتی مهاجمی بزرگ مانند ساموئل اتوئو جرات کرد و در تمرینات جواب او را داد، بلافاصله از او خواسته می‌شود از زمین تمرین خارج شود و دوش بگیرد. بازیکنان بارسلونا آنقدر خوب هستند که تا زمانی که مانند یک گروه عمل کنند، می‌توانند به جوایز بزرگ برسند.

درس اصلی از شیوه کاری گواردیولا این است: بهترین بازیکنانش را حفظ می‌کند. یک سال پیش همه انتظار داشتند بارسلونا کسانی مانند اتوئو و تیری آنری که افت کرده بودند و کار با آن‌ها سخت بود را بفروشد. اما گواردیولا ارزش استعدادهای کم‌یاب را می‌داند. راحت‌تر است که بازیکنانی را به خدمت بگیرید که بیشتر حرف‌شنوی دارند. با این حال او خود را پایبند به کیفیت‌ها می‌داند. او با تغییراتی که به کار بست توانست آنری، اتوئو و تیری آنری را به هیجان‌انگیزترین خط حمله‌ی جهان فوتبال تبدیل کند. تنها یک قدم دیگر برای دوره ورزشی گواردیولا باقی مانده است: اینکه به عنوان قدیسی لاغر جایگزین سنت یوردی (قدیسی که اژدهای خشمگین را کشت و با خون  رز قرمز آن را آبیاری کرد) به عنوان قدیس کاتالونیا شود. پپ گواردیولا

پاورقی:

1- فرقه‌ای از فلاسفهٔ یونان بود که توسّط «آنتیستینس» یکی از شاگردان سقراط پایه‌گذاری و سپس بوسیلهٔ دیوژن (دیوجانس) مشهور گردید. دلیل شهرت آنان بدین نام، رد و حتّی تحقیر تمام آنچه راحتی و آسایش نامیده می‌شود و نیز تمامی روابط اجتماعی، و در پیش گرفتن یک زندگی بسیار بدوی و عادت به سرزنش و خرده‌گیری از مردم کوی و برزن بود و به جهت در پیش گرفتن چنین روشی در زندگی، با سگان مشابهت داشتند