هنگاميکه خدا زن و مرد را از گِل آفريد ودر آفتاب گذاشت تاخشک شوند،
ناگهان زن جیغی کشيد وبه خدا گفت: مرد مشتی گِل از لای پای من برداشت و لای پای خودش گذاشت.!!!
خداوند فرمود:عيبی ندارد ، کاری ميکنم که مرد همه عمرش برای گذاشتن آن سر جايش به تو التماس کند ..!


