اختصاصی طرفداری- لشکر منتقدان تیم های ملی چند ملیتی در این چند ماه پس از جام جهانی انواع و اقسام بهانهها را پیدا کردند تا تیم ملی قطر را قطری ندانند و قهرمانی فرانسه را آفریقایی بخوانند. نوشتن در این مورد سخت است چون مسئله خیلی فراتر از انگولو کانته و پرتغالی های قطر و فوتبال است و از آن نوشتن در سایت ورزشی کمی بی ربط میآید پس سعی شده جستاری کوتاه به مهاجرت، جذب سرمایه، نژادپرستی و استثمار بزنیم نه برای رسیدن به نتیجه که دیدن داستان از زاویهای دیگر.
قطر
آنها کم جمعیت هستند. به شدت پولدارند و پخش شدن درآمد ارزی در میان شهروندان قطری به شکل عجیبی بالا است. شیخ تمیم به تازگی به جای برادر بزرگ ترش مرد اول سیاست قطر است. با فیزیولوژی حال حاضر انسان، قطر نمیتواند ورزشگاههای خود را پر کند چون تنها ۳۱۳ هزار نفرند. پس ایرادی ندارد آنها طرفدار همهی تیمهای قطری نباشند و طبیعتا بعضی از آنها اصلا فوتبالی نباشند. خرید هوادار، کشاندن کارگران به ورزشگاه و کوچک ساختن استادیوم ها چند جواب پر هزینه برای آنها بوده اما خالی بودن ورزشگاه های قطر به ما بی ریشه بودن آنها را نشان نمیدهد. صرفا آینهای است از جمعیت، جغرافیا و محیط زیست آن منطقه. از آن طرف حداقل طرفداری بارها از جنایتهای قطر بر علیه کارگران و مهاجران نوشته است. مسولان برگزاری جام جهانی ۲۰۲۲ پولدار،کم جمعیت و مخالف برابری حقوق انسانها هستند. استفاده از ملیت های مختلف در تیم ملی قطر نه زشت است نه همیشه جواب میدهد. تنها یک راه حل برای مسائل ژئوپولیتیک و البته ورزش آنها است. اما از بغض انگشترهای عقیق خاک خودمان نباید در دیگ قطری افتاد که استخوان کارگر فیلیپینی و هندی را در آن می جوشاند. این یکی هم نظر شخصی نیست و تقریبا تمام رسانههای حقوق بشری قطر را رکورد دار کشتار کارگران در آماده سازی جام جهانی میدادند. ایضا خریدن میزبانی با تاکید بر فعل “خریدن”. مردن کاگر شاغل در قطر بزرگترین نعمت آن کارگر است چون دیگر نیاز نیست خانههای کوچک و شلوغ را تحمل کند.
ایران
ما نوک تپهایم. به مهاجران همسایه خود شناسنامه نمیدهیم. از پذیرش آنها در مدارس جلوگیری میکنیم و در محلات راهشان نمیدهیم. به کودکانشان تجاوز می کنیم و پیرمرد افغانستانی در مترو روی زمین مینشیند تا ما اذیت نشویم اما ما نوک تپهایم. پس حداقل با این شکل نگاه به اعراب جنوبی خود و همسایه های شرقی، دم از انسانیت نزنیم خیلی بهتر است. ما حتی نژاد پرست خوبی هم نیستیم. اگر بودیم زنان ایرانی باید در ورزشگاه تحمل میشدند که نمیشوند. البته که جمعیت ما ۸۰ میلیون است نه ۳۱۳ هزار نفر. زنانمان به ورزشگاه نمیروند و تصاویر ورزشی سانسور میشود اما آریایی هستیم و گنده گو. پس اگر گزارشگر افغانستانی فکت رو میکند به هم میریزیم. گزارشگر آنها مودب پاسخ میدهد و مجری ما لمپن بی ریشهای است. اگر تیم ما چند ملیتی نیست چون مهمان نواز خوبی نیستیم. مهاجم پرتغالی مراقبت میخواهد. با عقاید و فرهنگ ما آشنا نیست. اگر نتوانستی فرهنگ آنها را تحمل کنی، اسمش اعتقاد قوی نیست. دگم اندیشی است. اینکه چرا نمیتوانیم میزبان جام جهانی شویم هم به دلایل زیادی ربط دارد که دوست دیگری باید از آن بنویسد. ما یوسف را تحمل نمیکنیم و حالا که پادشاه مصر شده، به مصری ها گیر میدهیم. ما راهزنان کنعانیم. کوبیدن این جملات بر سر مردم منطقی نیست. تودهها پس از ده ها سال تاثیر پذیری از امثال صدا و سیما، فیلتر شدن سایتهای مرجع و حذف چهرههای برتر، به ناچار به تکرار جملاتی میپردازند که در دهان آنها میگذاریم.
فرانسه
فرانسه هم نوک تپه است. فقط سبز پوشیده و استتار کرده. از مردم الجزایر که بپرسید به شما خواهند گفت مزه دموکراسی زوری فرانسه برای آنها چه عاقبتی داشت. اما همانطور که ایران با قوانین چند سال اخیرش تعریف نمیشود. آنها هم آن انقلاب باشکوه و آن کمون پاریس را دارند. شاید خیلی عظیم تر از انقلاب مشروطه ما اما این وسط سهم آزادی خواهان را جدا نکردن، ظلم به روایت این تاریخ سرخ است. نژاد پرستی هنوز جریان دارد و برنامههای اقتصادی بیشتر نشان میدهد که سیاه وسفید هر دو یک دشمن در طبقات بالا دارند اما تیم ملی فرانسه با انگولو کانته بسیار باشکوه تر از تیم ملی ایران با تتوهای فرانسوی است. با وجود کارنامهی سیاه فرانسه در سدههای قبل در سیاست خارجی اما تیم ملی ۲۰۱۸ انها نقطه روشنی است. خیلی بهتر از ۴۰ سال انقلاب و ۰ اسطوره مهاجر. انها زین الدین زیدان را میپرستند و چه چیزی زیبا تر از حرکات زیدان در اثبات الجزایر.
نکات ناگفته زیاد است. پس نتیجهای نمیگیریم. فقط باید تاکید شود وسط تمام این تجاوزات، قوانین غیر انسانی و کشتار، آزادی خواهان ایرانی، فرانسوی و قطری بهتر از همیشه درک میکنند که مناسبات سیاست و قدرت چطور به ذهن ها شکل میدهد و در این عصر اطلاعات، چطور میشود اسیر پروپاگاندا شد.

