در ارتش ساسانی فرمانده کل شاه کشور بود. در پس او ایران سپهبد این عنوان را داشت. شخص شاه به ندرت در جنگ‌ها شرکت می‌کرد (شاپور دوم شرکت می‌نمود). درصورت حضور شاه وی بر تختی می‌نشست و دورتادورش را فداییانش می‌گرفتند. در صورت عدم حضور شاه فرمانده لشکریان بر تخت جلوس می‌کرد. دریافت حقوق سپاهیان از خزانه شاهی بود و آن‌ها می‌بایست به وفاداری به شاه سوگند می‌خوردند. انضباط در ارتش باید رعایت می‌شد و معمولاً جز فرماندهان ارشد کسی از برنامه‌های جنگی یا عملیاتی در جبهه اطلاع نداشت. سرپیچی از دستور فرماندهان مجازات سنگینی داشت. مجازات‌های نظامیان ساسانی عمدتاً برپایه جرائمی مانند خیانت به شاه، سرپیچی، سرکشی و فرار استوار بود. غذای سربازان در جنگ مقوی و مرکب از نان و شیر و گوشت بوده برای کسی که غذای سربازی را می‌دزدیده مجازات سنگینی درنظر می‌گرفتند. حقوق کلیه نظامیان بشرطی پرداخت می‌شد که در هنگام سان ظاهر و ادوات نظامیشان فاقد نقص بوده باشد. کسی هم از این قاعده مستثنی نبوده‌است.

در زمان ساسانیان نیز سپاه بر پایه سیستم شمارش دهی گروهبندی می‌شد، فرمانده آن «سپاهبد» خوانده می‌شد. یگان‌های ده‌نفره «رده» و صدنفره «تَهم» نامیده و فرمانده آن «تهم‌دار» خوانده می‌شدند. یگان‌های ۵۰۰ نفره «وَشت» و فرمانده آن«وشت‌سالار» نام داشته‌اند. یگان‌های ۱۰۰۰ نفره درفش نام داشتند که فرماندهان آنها«درفش‌سالار» خوامده می‌شدند. یگان‌های ۵٬۰۰۰ نفری «گند» و فرماندهان آنها«گندسالار» خوانده می‌شدند.