در طی مطالعاتی که در حوزه غرب شناسی و در مجموعه فلسفه غربی داشته ام پی برده ام که تمامی نظام های فلسفی چه از دوره یونان باستان گرفته تا زمان حاضر که پست مدرنیسم تمامی معادلات و سیستم های فلسفی را از بیخ و بن نابود کرد انسان غربی همیشه به سیستم و مجموعه سیستماتیک توجه ویژه ای داشته است اما همیشه در نظر ما شرقیان اعتقاد به حس و احساس سبب شده که شرق را مهد شکل گیری ادیان ابراهمی و عرفان و غرب با مهد فلاسفه قلمداد کنند . اما اینکه فلسفه چیست و چرا تنها غرب را مهد وجود فلاسفه مینامند این خود جای موضوعی جدا را میطلبد و در حوصله این مقاله نمیگنجد اما همین نکته را لازم میدانم یاد اوری کنم درتمدن غرب بر خلاف شرق همیشه منطق و اعتقاد به سیستم همیشه جزو اولویت های موفقیت درتمامی حوزه سیاسی اجتماعی و علمی غرب بوده است. سوای اینکه سیستم و مجموعه چگونه درنهاد های اجتماعی و فرهنگی غرب توسعه پیدا کرده قصد تشریح ان را ندارم اما قصد دارم این دو مقوله را در رشته های ورزشی مخصوصا فوتبال بررسی کنم ان هم به دلیل اینکه اعتقاددارم تیم ایران سوای هر نتیجه که در جام جهانی بدست اورد مقابل ارژانتین و نیجریه تمامی بازیکنان زیر نظر کیروش و به قولی تحت مدیریت و هدایت وی بودند تا او به راحتی مهرها را جابه جا کند و سیستمی طراحی کند که وی بتواند ان هارا هر طور که خود میخواد حرکت بخشد وقتی میبینیم کیروش در سه مسابقه همواره درکنار تیم بوده و ایستاده بازیهارا تماشا میکرده میتوانیم به صحت این مسله پی ببریم که کیروش توانسته من و منیت را از تیم بیرون کند و تیم و مجموعه را در روح و روان واندیشه بازیکنان تزریق کند . امری که غرب توانست منطق و سیستم را به شرق چه چین و ژاپن و کره جنوبی گرفته همانند کیروش به شرق تزریق کننند در اندیشه غربی سیستم و جایگاه ان همیشه مبنای رسیدن به موفقیت چه در زندگی شخصی و چه در زندگی اجتماعی انان بوده است 1:هدف :وقتی انگیزه و هدفی در زندگی داشته باشیم میتوانیم از منطق استفاده کنیم چرا که منطق وقتی میتواند مارا به سرنجام برساند که در ابتدا موتور محرکی وجود داشته باشد ان هم هدفی هست که میخواهیم به ان برسیم 2: منطق: منطق یعنی اینکه ما هدفی داریم و قصد داریم با توجه به مقولات بیرونی (یعنی در دنیای واقعیت) مسیر یا ابزاری را به وجود اوریم که مارا به هدف برساند مثال: به خانه خود توجه کنید . صندلی برای نشستن به وجود امده و نردبان برای بالا رفتن . میز نهار خوری برای نهار خوردن و مبلمان برای راحت نشستن . تمامی این ابزار ها و اختراعات از منطق و با استفاده از چینش و مدیریت و خلاقیت در شکل دهی به اهن و چوب و پارچه شکل گرفته تا توانسته مبلی ویا صندلی ویا نردبانی را به وجود اورد و همه ما برای راحت زندگی کردن از انان استفاده کنیم پس منطق یک ابزاری است که ما مجبوریم برای رسیدن به هدف از ان استفاده کنیم . 3: اجزا: در زندگی اجتماعی غرب و یا در نهاد های ورزشی اجزا به عنوان قوه اصلی به حرکت دراوردن هدف بوده است در فوتبال اجزا کادر فنی و مربیان و بازیکنانی هستند که هریک دارای هدفی میباشند و منطق انان این گونه به ذهنشان دستور میدهد که تنها را ه موفقیت در رشته های ی ورزشی که یک تیم چند نفره باید بازی کند . این است که فرد باید خود را جزی از یک سیستم و یک ارکان بداند و خود و روح و ذهن خودرا وقف تیم نماید 3: بعد از اینکه هدف و منطق و انتخاب افراد برای جز در سیستم مشخص شد و منطق مسیر موفقیت تیم را مشخص کرد اجزا هر کدام در منطقه های طراحی شده ای که منطق مربی ان را به وجود اورده است مسقر میشوند و هیچ یک در کار دیگری دخالتی ندارد 4: مسولیت پذیری: این قوه درونی موقعی به وجود می اید که تمامی اجزا خود را در محقق کردن پست مورد نظر مسول بداند. مسولیت پذیری در اوایل قرن بیستم و با فلسفه اگزیستانسیالیست در جسم جان انسان غربی دمیده شد چرا که این فلسفه مدعی بود هر انسانی خود باید مسول خود باشد چرا که اعتقاد داشتند انسان در دنیا تنهاست و خود باید اینده و زندگی خود را رقم بزند . به نوعی نگاهی غیر مذهبی به دنیا و جهان وانسان داشتند . این مسله باعث شد تا مسولیت پذیری در امور شخصی فرد و امور همگانی به فرهنگ تبدیل شده و حتی در ورزش نیز رسوخ کند بدین ترتیب هر بازیکنی مسولیت تیمی و پستی که در ان واقع شد ه را با گوشت و پوست و استخوان خود حس کند 5: سیستم به وجود می اید: بعد از اینکه تمامی پازل ها به نحو احسند به وجود امد و هر کدام جزی از اجزای یک هدف بزرگتر و غایی تبدیل شد به این هماهنگی اجزا درراستای یک هدف مشخص سیستم نام مینهند حال تا حدودی توانستیم پی به معنای سیستم در اندیشه غربی پی ببریم اما در شرق به خاطر اینکه هیجانات و احساسات در ابتدای هر امری و قبل از رسیدن به هدف در روح انسان شرقی مخصوصا ایرانی مستقر میشود هر کسی فکر میکند که خود میتواند یک تیم را به موفقیت برساند و اگر او نباشد هیچ کسی نمیتواند تیم را به موفقیت برساند این اندیشه نتنها در پی ریزی جامعه و فرهنگ خود را بروز میدهد بلکه ابتدا این اندیشه از ذهن و سپس از فرهنگ یک جامعه بر میخیزد و سپس در تمامی ارکان های اجتماعی ان جامعه خود را مستتر میکند . خود مداری و تکبر و خود پرستی متاسفانه شالوده رشته های ورزشی ما گردیده و همین امر موجب شده تا سیستم ورزشی در ایران کارامد نباشد. به نظرمن با شناختی که کیروش از فوتبال ایران داشت با انتخاب بازیکنان و اوردن انان از اروپا هدفش این بوده تا سیستم را به نحو احسند در بازیهای جام جهانی 2014 مستقر کند یادمان باشد که سیستم درنهایت درمقابل فرد گرایی و خود بزرگ بینی و خود پرستی قرار دارد .نتیجه ای که از سیستم میبریم این است که در اخر همه چیز را برای هدف و اروزهایمان گرداوری میکند و مارا به موفقیت میرساند اما وقتی هر جزیی از سیستم خود را نهایت و غایت همه چیز بداند نتنها سیستم نابود میشود بلکه مارا از موفقیت درزمینه های ورزشی دورتر و دورتر میکند