منشا را دوست دارم ، آدم جالبی ست ، ساده است ، بی شیله پیله ، بازیکن خوبی ست . بازی خودش را می کند . با حوصله و محکم . قدرت بدنی خوبی دارد ، دفاع حریف گاهی از پسش بر نمی آید . قلدر بازی می کند . بامزه است . گاهی شیطنت هم می کند . شاید به درد مهاجم نوک نخورد ، اما مهاجمی ست که خودش فضا برای بازی ش ایجاد می کند . برای دیگران هم . در پیکان که بود مهاجمِ هدف تری بود تا پرسپولیس . اما در هر دو تیم خوب بود . جاهایی به داد پرسپولیس رسید که فقط از عهده ی خودش بر می آمد ( گل سوم پرسپولیس به الدحیل را بارها ببینید و لذتش را ببرید ) ، در لیگ بد نبود اما در بازی های آسیایی بهتر بود ، خیلی بهتر .
منشا را وقتی وارد پرسپولیس شد هواداران الماس سیاه لقب دادند ، مثل خیلی از بازیکنان دیگر، ایرانی و خارجی ، در همه ی تیم ها ، یا لااقل تیم هایی که هوادار بیشتری دارند . این لقب ها گاهی تکراری بود و گاهی هم مضحک ، اما لقبِ " الماس سیاه " به منشا نشست . الماس بود . مهاجم بود ، گاهی گل نمی زد ، اما همه کار می کرد ، مهم تر از همه بخشی از بازی حریف را مشغولِ خود می کرد . منشا از نظرم بازیکن خوبی ست . در هر تیمی که باشد . تنها یک نکته : منشا همان منشای پیکان است ، منشای پرسپولیس است و منشای استقلال . کل کل و کری خواندن گاهی خود ، خودزنی ست . عنشا یا هر لقبِ پستِ دیگر ، برای بازیکنی با توانایی های بالا ، به جای توهین یا کری خواندن باعث می شود که همه ی نقد و ستایش ها درباره ی یک بازیکن بی ارزش شود . منشا در نظرِ استقلالی ها ، تا در پرسپولیس توپ می زد بازیکنِ کم اهمیتی بود و لایقِ توهین ، حالا که به استقلال پیوسته از سوی هواداران پرسپولیس بازیکنی کم اهمیت و دیپورتی محسوب می شود . گاهی از این سوی بام می افتیم گاهی از آن سو . حد وسط ندارد . انگار بلد نیستیم حد و مرزِ کری خواندن و کل کل ها را با توهین و تحقیر تعریف کنیم . به سرعت نظری می دهیم و بعدتر هم انکارش می کنیم . منشا هنوز همان بازیکن پیکان است و پرسپولیس و استقلال . منشا همان منشا ست ، این بستگی به نگاه ما دارد .



