پس از جنگ خشایارشا و اردوان ، خون انتقام در رگهای سرزمین ایران جهنده می شود و دو قوم پارت و پارس، دو ابر قدرت زمان، دست نزاع بر هم بلند می کنند تا در نهایت ایران باستان را به سرنگونساری می رسانند و خرمن هستی سه سلسله قدرتمند باستانی به سبب پیکار این دو قوم به باد فنا سپرده می شود.....

آنچه می‌خوانید نخستین رمزگشایی است از اسرارآمیزترین کتاب ادبیات پارسی ، شاهنامه حکیم توس.

آیا رستم سیستانی ، بزرگترین مرزبان در دوره هخامنشی از خطه پارت به نام اردوان بوده ، همان سر حلقه هفت تنان در قیام ماگوفانی،که بعدها در سلسله اشکانی این نام چنان در خور ستایش و گرامش قرار می گیرد که پنج فرمانروا با آن نام بر سریر پادشاهی می نشینند؟

آیا شاهزاده نامدار در اساطیر ایرانی اسفندیار رویین تن با شاهزاده معروفی که در متون کهن غربی معروف به پرنس پرشیا شکست ناپذیر آمده ، همسانی دارد و آیا این شاهزاده نهایت ناپذیر همان خشایارشا بوده؟

آیا کیخسرو نام همسان کوروش بزرگ است؟

آیا افراسیاب شاه توران ، پدربزرگ کیخسرو همان آستیاگ شاه ماد ، پدربزرگ کوروش می باشد؟

آیا خشایارشا سالامین را به قصد یک نبرد داخلی بیکباره ترک می کند و آیا پسگردی ناگهانی از مغرب به ایران به انجام می رسد که منجر به نبردی سیاه و خانمان برانداز میان اردوان پارتی با خشایارشا می شود و با انتقام اردشیر از اردوان به اتمام می رسد که فردوسی بزرگ آن رویداد سیاه را در طی جنگ رستم و اسفندیار ، سپس بهمن برای ما بازگو می کند؟

آیا پسگردی ناگهانی خشایارشا با سپاهی سالم و سرحال و گماشتن «مردانیه» به عنوان حاکم بر آتن به سبب تهی شدن سریر پادشاهی پارس بود و سپس نرسیدن نیرو به یکی از سرداران اول امپراطوری ( مردانیه) و کشته شدن آن بزرگمرد ، بر آن بود که خشایارشا در ایران وارد جنگی بزرگ با پارتیان گردید ، به گفتاری دیگر ، ایران در جنگ داخلی به نام رستم و اسپندیار در حال جان کندن بود؟

آیا درازدستی اردشیر به خاندان اردوان با حرمت شکنی بهمن به خاندان رستم همخوانی دارد؟

آیا نبرد رستم و اسپندیار نماد نبردهای پارت و پارس بوده که سر آغاز جدال بین این دو قوم گردید؟

آیا پس از جنگ رستم و اسپندیار یا خشایارشا و اردوان ، خون انتقام در رگهای سرزمین ایران جهنده می شود و دو قوم پارت و پارس، دو ابر قدرت زمان، دست نزاع بر هم بلند می کنند تا در نهایت ایران باستان را به سرنگونساری می رسانند و خرمن هستی سه سلسله قدرتمند باستانی به سبب پیکار این دو قوم به باد فنا سپرده می شود؟

این گذشته که در برابر اندیشه های ما به جولان در خواهد آمد، نه داستان است و نه افسانه، بلکه حکایت یک حقیقت است و روایت حماسه تلخی است که هزاران سال پیش گریبان ابرامپراطوری پارس را گرفت . حماسه به معنی رشادت و واقعه افتخارآمیزیست که دلاوران دیاری برای دیر خود به ارمغان آورده اند. البته زمانی که واژه تلخ به آن می افزاییم یعنی رشادت به خرج دادن در نابودی سرزمینشان. در واقع به معنی چیرگی ننگ بر نام و آوردن خفت به جای افتخار. حال آیا می دانی چه موقع ننگ بر نام چیرگی پیدا میکند؟ هرگاه جدالی میان دو نیروی اهریمنی رخ دهد، نتیجه ی نبرد، نیکی را به همراه خواهد داشت. زیرا هر دو آنها به نبرد با اهریمن و پلیدی می روند و نفاق بین آنها عاقبت به نابودیشان ختم خواهد شد.

حال اگر رزمی میان اهریمن و نیکی در برگیرد ، باز حاصل آن نبرد به روشنایی یا خیر ختم می یابد ، زیرا اگر اهریمن نابود شود ، نیکی فائق می آید و سبب روشنایی می شود و از طرف دیگر اگر اهریمن بر خیر چیره شود ، نام نیک باقی می ماند ، که به راستی مهلک ترین عامل برای نابودی اهریمن و خاندانش نام نیک است.

اما نگون بختانه هر زمان دو نیروی خیر یا نیکی به جدال هم بروند و پنجه در پنجه هم بیافکنند ، از آن نبرد چیزی جز ننگ و خفت برنمی خیزد و آن جنگ در حقیقت آورنده ظلمت می باشد و تنها برنده این نبرد اهریمن خواهد بود که نیکی و روشنایی را به جان هم انداخته و آن دو ناخواسته به ستیز خیر خواهند رفت و به نابودی همدیگر بی پروا می شوند ؛ که دریغا و دردا چنین آفت و بلایی در دوران باستان گریبان سرزمین ما را در پنجه خود فشرد و افسوس و صد افسوس آغاز زوال و پایان حماسه برین ملک نیرومند در دوران باستان شد. دو نام نیک سرزمینمان که به جان هم افتادند و به نابودی هم دلیری کردند.

 

منبع : کتاب نبرد نهایی _ نویسنده: مسلم سمیعی