اين شب هاي برره يادتونه يه قسمتي بود خانوم سالارخان هر خوابي مي ديد تبديل به واقعيت مي شد ?

يه روز هم خواب ديده بود سالار خان مرده بود 

ميومدن فاتحه مي خوندن و مرحوم سالار خان صداش مي زدن ?

خانومش هم زور ميزد بخوابه خواب ببينه سالار خان زنده ميمونه 

اين قسمتش بعد قسمت سربازي باحال ترين بود برا من