این سکانس با بازی Kristian Nairn به قدری احساسی از آب درآمد که خود او گفته است: وقتی قطعه آخر سکانس رو تماشا می کردم اشک از چشمانم جاری شد همان کاری که همه ما در آن لحظه انجام دادیم

از نکات جالبی که بعد از دیدن این سکانس ذهن هر مخاطبی را به خود مشغول می کرد، داستان شخصی بود که بعد از ۵ سال تازه پی به نامش می بردیم و عجیب تر اینکه نویسنده این داستان چگونه این چند بعدی زمانی را تصور و خلق کرده!

چند بعدی جذابی که ابتدایش در کودکی پدر برن، اد استارک است و انتهایش در میان حمله وایت واکر های دیوانه در انتهای راهی که برن معلول حتی توان تکان دادن خودش را ندارد اما در  زمان گذشته شاهد جانفشانی هودوری است که تنها وظیفه اش نجات دادن اوست!