بازگردیم به بررسی تمایلات همجنس‌گرایانه در ایرانِ قبل از صفوی در یکی دو مورد با گونه‌هایی از « مردان » مواجه می‌شویم که رسمیت‌ شان در قلمرو عمومی، در گروی « خصی » بودن ‌شان است ؛ فقط از این راه می‌شد آنان را به عنوان خدمت ‌گزارِ سرای بزرگان و توانگران شهری و یا حرمسرای شاهی به کار گرفت و یا همچنین متوجه پسران جوانی می شویم که صرفاً جهت عیش و نوش « مردان »، از کودکی و نوجوانی به قهوه‌ خانه‌ ها سپرده می‌شدند تا تعلیمات لازم دلبری را فراگیرند ؛ و به همین دلیل در سفرنامه‌ها، از قهوه‌ خانه‌ ها به‌منزله نوعی آکادمی یاد شده است .  به عنوان مثال شاردن از وجود پسران جوانی خبر می‌دهد که در بین مردان خواهانی داشتند و در تمام قهوه‌ خانه ‌های شهر اصفهان به‌سر می‌بردند . به گفته وی، آن‌ها زلف‌های آراسته و تابدار و جامه ‌هایی همچون زنان داشتند و در برابر مردانی که به قهوه ‌خانه ‌ها می‌آمدند، جلوه‌گری می‌کردند. و در سفرنامه فیگوئروآ (که وی قبل از شاردن به ایران آمده و سفرنامه ‌اش قبل از سفرنامه شاردن منتشر شده است)، گزارش جالب توجهی آمده که از روزی حکایت می‌کند که سفیر اسپانیا همراه با برخی از سفیران دولت ‌های دیگر (لاهور، عثمانی، مسکو، بلخ و ...)، به دعوت و همراهیِ خود شاه عباس اول، به قهوه ‌‌خانه‌ ای رفته بودند که این نوع پسران جوان در آن بازار گرمی می‌کردند . بنا بر این گزارش ، قهوه‌ خانه‌ های آن ایام ، نوعی «آکادمی» و یا فرهنگ‌سرایی ، جهت آموزش قوای شهوانی تمایلات همجنس‌ گرایانه به حساب می‌آمدند : « قهوه‌خانه پسرانی از ملیت‌های مختلف را که برخی چرکس و گرجی و بعضی ارمنی مسیحی‌ تبار و تازه مسلمانند تعلیم می‌دهند . در حقیقت اینجا آموزشگاه یا فرهنگ سرایی عمومی است که این پسران در آن همه نوع رقص ‌های شهوت ‌انگیز و شرم‌آور و حتی رذیلت ‌های نفرت‌آور دیگری را [فرامی‌گیرند]. (...) شاه در خلال خوردن شام (...) میل کرد که عده‌ ای از پسران رقاص هنر نمایی کنند . دو نفر از آن‌ ها که از دیگران بهتر می ‌رقصیدند به دست ‌افشانی برخاستند و هر یک کوشش داشت که برتری خویش را بر دیگری نشان دهد . هر یک از رقاصان در قهوه ‌خانه هوادارانی داشتند که هنگامی که به‌ تنهایی در وسط تالار می‌رقصیدند به هواداری آن‌ها تظاهر و شرط‌ بندی می‌کردند . این رقاصان لباس ‌های فاخر بر تن داشتند و به خوبی آراسته و بسیار خنده‌ رو و خوش ‌مشرب بودند . یکی از آن‌ها چرکسی تازه مسلمان بود و دیگری ایرانی و متولد اصفهان . همه حرکاتشان شهوت‌ ناک و شیوه رفتارشان از زنان نیز زنانه ‌تر بود»  ؛ و شاردن از رقابت قهوه‌خانه‌ها و قهوه‌ چی ‌ها در داشتن « پسران خوشگل‌تر » می‌نویسد . لازم به گفتن است که سفرنامه فیگوئروآ ، گرایشات همجنس‌گرایی در بین مردان ، را بی‌ارتباط با فرهنگ ترک ، عرب و تاتار نمی‌بیند . فرهنگ ‌هایی که هر کدام به نوعی بر ایران حکمرانی داشته‌اند . ضمن آنکه معتقد است حضور گسترده فرهنگ ‌های مختلف در عصر صفویه در شهر اصفهان ، آن‌ را تشدید کرده بود : « این عمل در اصفهان از همه ایران رایج ‌تر و ریشه ‌دارتر است .  و علت آن تجمع و ازدحام ملیت ‌های مختلف و وجود تعدد زیادی برده بسیار زیبا و دلربای گرجی و چرکس و روس سفید ، از هر دو جنس در این شهر است که عده آن‌ ها به سبب وجود پسران جوان و دختران اقوام اجنبی که شاه عباس از چند سال بدین‌طرف همواره به این شهر کوچانیده است ، همواره رو به افزایش است . گذشته از این ، اگرچه کافران خود نیز این ‌گونه اعمال را شنیع و خشونت ‌بار به حساب می‌آورند، در این شهر کسانی برای استفاده مادی گروهی پسر جوان را خریداری می‌کنند ، موی‌شان را همچون زنان بلند نگاه می‌دارند ، بدان‌ها لباس زنانه می‌پوشانند ، رقصیدن یادشان می‌دهند ، و همچون روسپیان شهرهای اروپا آن ‌ها را در روسپی‌خانه ‌ها در معرض استفاده می‌گذارند. »