طرفداری - اگر هیچ چیز پیدا نشد، حداقل الان بدن او اینجاست. حالا خانواده امیلیانو سالا می‌توانند درست و حسابی در غم خود فرو بروند. یک تشییع جنازه مناسب باید برگزار شود. نه اینکه دوباره به ما بگویند این جسد پیدا شده، سالا نیست. حالا به قول نیل وارناک، خانواده سالا گزینه بهتری نسبت به غرق شدن در دریا یا اصلا گم شدن یافتند.

خلبان هواپیما اما اینطور نیست. کسی به خانواده دیوید ایباتسون آرامش نمی‌دهد. جستجو حالا متوقف شده اما هیچکس نمی‌تواند حتی حدس بزند که در این دوره جستجو چه بر سر خانواده آنها آمده است. فقط این دو بودند. خانواده سالا توانستند او را پیدا کنند و احتمالا به آرژانتین ببرند اما برای خلبان Piper PA-46 Malibu، هیچ چیزی هنوز پیدا نشده است. شاید هیچگاه نشود.
 
در این شرایط، آدمی فکر می‌کند که احتمالا دو باشگاه سالا در دوران عزاداری با هم متحد می‌شوند. قبل از پیدا شدن سالا، این فکر که شاید این دو تیم سر پول با هم جنگ کنند غیر قابل تصور بود اما مثل اینکه باید چهره خشن این بازی را دوباره به یاد شما بیاوریم. ورزشی که گرت ساوتگیت می‌گوید همه ما آن را دوست داریم اما چیز‌های دوست نداشتی در فوتبال زیاد است. ورزشی که پول، درست را از غلط جدا نمی‌کند و همه چیز تار به نظر می‌آید.
 

اگر نشنیدید، درخواست رسمی باشگاه نانت به باشگاه کاردیف سیتی رسیده و روز سه شنبه از آنها خواستند که ۱۵ میلیون پوند این انتقال را سریع تر بپردازند. این نامه همراه با هشداری از طرف باشگاه فرانسوی بوده که از نظر قانونی می‌توانند از کاردیف بابت نپرداختن پول، شکایت کنند. نانت در نامه نوشته به اندازه کافی برای کاردیف صبر کرده است. هنوز گرد و غبار نورماندی شسته نشده است که نانت پولش را می خواهد.

اما پیام کاملا مشخص است؛ نانت قسط ۵ میلیونی اول سالا را همین الان می‌خواهد. از طرف فیفا به کاردیف هشدار داده شده که نباید پول را زیاد پیش خود نگه دارند. و دیدن دعوای این دو، آزار دهنده است.

این قضیه کمی عجیب به نظر می‌آید وقتی ببینیم دو باشگاه برای مراسم و جستجوی سالا چه میزان انرژی گذاشتند. مراسم کاردیف سیتی ساده و صمیمی بود و وارناک نشان داد که لایه های دیگری از شخصیت او هم وجود دارد که ما ندیدیم. دیگر خبری از وارناک خشمگین نبود و روی لطیف او را هم دیدیم. نانت هم همینطور. شاید شما هم از تصاویر تلویزیونی دیده باشید که دقیقه ۹ (شماره پیراهن سالا) بازی نانت متوقف شد و هزاران هوادار نانت با کارت‌های سبز و موزاییک‌هایی با نام سالا برای یک لحظه نام او را فریاد زدند و حلیلودزیچ، سرمربی آنها هم نتوانست احساسات خود را کنترل کند. او در دهه ۸۰ بازیکن نانت بود و خودش شماره ۹ می‌پوشید. مربی تیم احساساتش را نشان داد.

آن تصاویر خاطرات ما از مرگ سالا را شکل می‌دهد؛ چیزی ناب و خالص. بدون لکه و درگیری دو باشگاه بر سر پول بازیکن فوت شده. نانت حتی حاضر نشد جسد سالا شناسایی شود و قبل پیدا شدن مهاجمش سراغ پول را گرفت. کاردیف سیتی هم مدارک را به روزنامه اکیپ فرستاد تا انتقال را شفاف نشان دهد. کاریف به نظر می‌آید از این درخواست شوکه شده باشد اما اگر در این مورد حق داشته باشند چرا مدارک را منتشر کردند؟ چرا چیزی را منتشر کنیم که می‌دانیم کلی جنجال به همراه خواهد داشت؟ شاید هم نقشه کاردیف باشد تا در این قضایا طرف بد نباشد و شاید ما باید تیزبین تر نگاه کنیم.

حقیقت این است که نمی‌توان این اتفاقات را دید و مشکوک نشد. وقتی همه حق خود از انتقال را می خواهند. تمام این جنجال‌ها را اگر بگذاریم کنار، با آخرین بیانیه‌های دو باشگاه، فوتبال مدرن را بهتر شناختیم. فوتبالی که هیچ کجای آن جذاب نیست. شاید نگارنده در اقلیت باشد اما واقعا لازم بود صدای ضبط شده سالا را در وسط آسمان منتشر کنیم؟ آن هم زمانی که به وضوح از مرگ ترسیده است؟ آن پوشش خبری ۲۴ ساعته، لحظه به لحظه تا پیدا شدن آن ۲۱ مایل آن طرف تر از لنگرگاه‌های کاردیف، آیا واقعا نیاز بود؟

 بعد باید تعجب کنیم از اینکه چطور ویلی مک کی که مدیربرنامه‌های خود سالا بود، تمام مدارک قرارداد سالا را منتشر می‌کند. جایی که خودش به سالا می‌گوید: "ما هیچ علاقه‌ای به مسائل شخصی، مالی، تعطیلات و پول خدمتکار کودک نداریم. کاری به ما ندارد. ما کار می‌کنیم تا بازیکنان را از فرانسه به انگلیس ببریم و شاید حتی با سیتی و یونایتد هم مذاکره کنیم."

تنها هدف مک کی از دادن این اطلاعات پول در آوردن است. مک کی اعتراف کرده به دروغ به خبرنگاران گفته که وست هم و اورتون هم این بازیکن را می‌خواستند. مک کی جایی می‌گوید:" ما به بازیکنانمان نمی‌گوییم که مانند پسران ما هستند. اصلا!"

اگر فوتبالیست نباشید این افراد به شما هیچ اهمیتی نمی‌دهند. هیچ همدردی نیست. فقط تجارت خالص. مک کی چندین سال است که در فوتبال شناخته شده و آنقدر شناخته شده بود که در اوایل دوره مایک اشلی در نیوکاسل توافقی انجام گرفت که با او هیچ قراردادی بسته نشود و مدیر تیم گفت نمی‌خواهد با حیوانی مانند او کار کند! چرا مک کی اصرار داشت که جزئیات پروازی که با سالا هماهنگ کرده بود را منتشر کند؟ معمولا نگارنده از مدیربرنامه‌ها حمایت می‌کند اما در مورد مک کی، او نماینده هر کسی است که این ورزش را تجارت خالص می‌داند.

 بالاتر از این ها، مشخص بود شرایط راضی کننده نخواهد بود و تیتر‌هایی که هفته قبل برای سالا عزاداری می‌کردند حالا دعوای دو تیم را پوشش می‌دهند. مشخص بود که داستان پیچیده خواهد شد. درست است که به این شرایط باید حق ۵۰٪ بوردو را اضافه کنید که به همراه مدیربرنامه‌های مختلف کار را پیچیده تر از قبل می‌کند اما واقعا درست بود به این زودی این داستان بالا بگیرد؟ آیا نیاز بود به این صورت از آن صحبت شود؟

از فرانسه می‌شنویم که اداره باشگاه در لیگ فرانسه پیچیده است و مشخص است که آنها چیزی که طلب دارند را می‌خواهند مخصوصا که یک ورزشگاه جدید در حال ساخت داشتند. آنها افتضاح نیستند اما با مالکیت جدید آنها هم خوب کار نمی‌کنند. از زمان آمدن مالک جدید یعنی والدمار کیتا، نانت ۱۴ مربی عوض کرده است. تیمی که در جدول پانزدهم است و در کل تاریخش ۱۵ میلیون پوند برای بازیکنی نپرداخته است. حالا این تیم نیاز شدید به آن پول پیدا کرده است. نانت شاید حق داشته باشد اما امضای قرارداد در روز ۱۹ ژانویه نشون می‌دهد که اولین قسط باید هفته اول پرداخت می‌شد. مشخص است که آنها باید این قضیه را بهتر مدیریت می‌کردند؛ آن هم بدون افتادن در مرکز توجهات و متهم شدن به نداشتن احساسات. 

نانت شماره ۹ خود را بایگانی کرد و کاردیف پول انتقال سالا به آرژانتین را می‌دهد. خیلی چیز‌ها برای تشکر هست اما رفتار دو باشگاه باعث شده است که پشت صحنه، با وجود پوشیدن لباس‌های شیک، زشت به نظر بیاید. 

 در آخر، این نانت نبود که خبر را به رسانه‌ها داد. والدمار کیتا مالک نانت، در رسانه‌های فرانسه به نداشتن کاریزما معروف است که حرف‌های دیگران را به عنوان حرف خود اعلام می‌کند اما در کل این پروسه، او یک کلمه هم درباره شرایط نگفت و بعد اعتراف کرد داستان بی بی سی ولز که مدارک سالا را نشان می‌دهد درست است.
 
حالا مرحله بعدی چیست؟ امیدواریم کمی منطق در کار باشد چون هیچکس نمی‌داند این داستان به کجا می‌کشد. کاردیف سیتی فقط ۱۶ میلیون از این انتقال را شاید قبول کند در حالی که پول‌ زیادی هم باید صرف مدیربرنامه‌ها و دستمزد این بازیکن شود. از بین این دو باشگاه، کاردیف می‌تواند جلوی جنجالی شدن داستان را بگیرد. اما خبر‌هایی که به دست می‌آید این است که کاردیف می‌خواهد تحقیقات اول کاملا بسته شود و بعد اعلام کند که چقدر پول خواهد داد. سوال اینجاست که چرا؟ اگر تحقیقات یک سال طول کشید چه؟ هر اتفاقی بیفتد این حقیقت را نمی‌توان کتمان کرد که دو روز آخر زندگی سالا به عنوان بازیکن کاردیف سپری شده است.
 

بزرگترین نگرانی این است که کاردیف اجازه می‌دهد این مرگ تبدیل به یک داستان ادامه‌دار شود. اکثر مواقع، دالمان و شرکایش در کاردیف به خوبی کار را مدیریت کردند اما حالا آنها نیاز دارند متوجه شوند که انتشار مدارک به شکل عمومی به نفع هیچکس نیست. انتشار این مدارک مخصوصا به خانواده سالا و ایباتسون ضربه می‌زند. ضربه‌ای که اگر فوتبال جلوی آن را بگیرد، همچنان می‌توان امیدوار بود که فوتبال یک عمل نجیب انجام داده است مگر نه؟