داستان این سریال به ظاهر در دهه شصت و دوران دفاع مقدس میگذره

ولی در قلب داستان قصه های عشقی و دوستی های دختر و پسر جریان داره

در یکی از اضلاع عشقی داستان دختری عاشق رفیق برادرش شده که به تازگی از آلمان اومده و این دو نفر با یک نگاه یک دل نه صد دل عاشق هم میشن و حتی پسر برای وصال دختر قید بازگشت به آلمان و ادامه تحصیل رو میزنه و تصمیم میگیره بره جبهه

و حتی این پسر نامحرم با اجازه برادر دختر باهاش رابطه برقرار می کنه و از دانشگاه میرسوندش خونه

بعد از مدتی خبر شهادت این پسر از جبهه میاد و دختر عاشق پریشان و غصه دار میشه تا جایی که کم کم خانوادش از رابطه این دو خبر دار میشن ولی نه تنها تقبیحش نمی کنن بلکه برادر دختر که ظاهرا انسان متشرعی هست و در جنگ جانباز شده میاد تو اتاق دختر و بابت عاشق شدنش تحسینش میکنه

چی شد که ما به اینجا رسیدیم؟

کی و چه جریانی به صدا و سیمای و سینمای ما نفوذ کرده که سعی داره این بی اخلاقی ها رو خیلی دراماتیک و با رنگ و بوی شرعی بودن برای جامعه عادی کنه؟

متاسفم