نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمیکند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمیشوند و تو آنگونه ای پدربزرگ …

 

خیلی دلتنگه پدربزرگ های خودم هستم هر دوشون به رحمت خدا رفتن ( خدا رفتگان همه رو بیامرزه ) یاد بوی سیگار پدربزرگ و چایی و کتاب تاریخ بخیر دستم رو میزاشتم روشونه هاش شونش رو میبوسیدم اونم سرم رو میبوسید میگفت زنده باشی بعد مینشستم کنارش و برام از تاریخ میگفت قدر بزرگتر ها رو بدونین اگه برن دیگه رفتن